روشها پس از مدتى به راحتى ميسر است در روش فهم درونى نيز پس از اندكى تلاش ، آن هم كمتر از راههاى ديگر ، بلكه زودتر به نتيجه مىرسد . به كسانى كه بر خلاف سخنان آشكار الهى - مىگويند : خدا چنين فرموده ، ولى ما با ادلّهاى ديگر چنين مىگوييم ! بايد گفت : عجب مقام والايى داريد كه خود را برتر از خداى متعال دانستهايد و بر خلاف نصوص صريح الهى سخن گفتهايد ! مرحباً بكم ! تئورى عقلانيت در روش فهم درونى ، فقط گيرنده و نگهدارندهى مطالب در حافظهى عقل است و تنوع گيرندگى در اين حالت در بعد تكاملى است نه در اختلاف و كثرت .
ولى در شيوههاى ديگر ، نقش عقل ، محور و اساس جعل و صدور احكام است ، حتى آن قدر عقل را بالا مىنهند كه بتواند حكمى از احكام خدا را تعطيل يا حكم جديد ديگرى بر خلاف ، يا جداى از وحى اتخاذ كند ، درحالىكه ما تنها در حوزهى علوم بشرى و طبيعى به شرطى كه وحى قرآن بيانى در آن نداشته باشد ، استقلال از وحى را براى عقل فردى در مسائل جزيى و شخصى مىپذيريم و در مسائل اجتماعى و حكومتى و سياسى بر مبناى عقول عقلاى ذى صلاح ، كه نه تنها استقلال عقل را در اين امور پذيرا نيستيم بلكه آن را نوعى استبداد و صاحبش را مستبّد برأى نيز مىدانيم .
فرض كنيد كسى پس از تحقيق ، كل دلايل به نظرش مساوى رسيد ، در اين صورت تكليفى ندارد ، مگر اين كه به هر كدام خواست عمل كند . مانند تحقيق پيرامون چند مرجع تقليد كه اگر اعلميت آنها محرز نشد و برابر به نظر رسيدند ، تقليد از هر يك بىاشكال است . « لايُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً الَّا وُسْعَها » ( بقره / 286 ) اما محال است با ارايهى ادلهى وحى مطلق ، دلايل شرايع و فِرَق ديگر بالاتر يا مساوى آن باشد ، زيرا اولًا ماهيت كتب آسمانى قبل حتى به اعتراف خود علماى مسيح و يهود ، نقص و جعل آنها را نشان مىدهد . چنانكه در دائرةالمعارف انگليسى به تحريف آنها تصريح دارند و تعداد خطاها و تناقضات و تحريفاتشان را يكصد هزار تا يك ميليون اشتباه ذكر مىكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) - در دائرة المعارف انگليسى به نام - كه توسط پانصد نفر از علماى مسيحى تأليف شده ؟ ؟ ؟ چنين آمده است كه : مطالب التقاطى و اختلافات و تناقضات در تورات و اناجيل فعلى ، به حدود يك ميليون مورد مىرسد ، البته يكى از محقّقين مسيحى به نام شولز مىگويد : تعداد مطالبِ متضادّ تورات و انجيل ، قابل محاسبه نيست ! تفصيل اين اعترافات را در كتاب « البشارات و المقارنات بين الكتب السماوية » ص 49 نگاشتهايم