در كتاب سرود سليمان ( باب پنجم آيهى 16 ) مىفرمايد : « حِكُّو مَمْتَقّيم وِكُولُو مَحَمَّديم زِهْ دُودى وِ زِه رِعى بِنُتْ يِرُشالام » : دهانش شيرين است و تمامش محمّد ( پسنديده ) است ، اين محبوب من است و اين يار من است اى دختران اورشليم . در كتاب ادريس از پيامبر صلى الله عليه و آله و فرزندان او خبر داده است : هنگامى كه حضرت ادريس عليه السلام در عبادتگاه بابل مشغول عبادت بود اين حكايت به وحى الهى بر ايشان نازل شد : « روزى ميان فرزندان پدر شما آدم و فرزندزادگان او در تعيين افضل مخلوقات اختلاف شد . بعضى گفتند پدر ما افضل است و بعضى گفتند ملائكه برترند ، چون آدم و همسرش از دستور خدا سرپيچى كردند . بعضى گفتند جبرئيل افضل است . تا اين كه داورى را به نزد حضرت آدم بردند . آن حضرت فرمود : چون خدا مرا آفريد و از روح خود در كالبدم دميد من درست نشستم و در عرش نگريستم . پنج شَبَح نورانى را در عرش هويدا ديدم . عرض كردم پروردگارا ، اين انوار با عظمت كيانند ؟ خطاب رسيد اينها اشرف مخلوقاتاند .
« انّى لِهُويَوه أنا لِبْرين وارَخ لاالشِماى وَ لاأل أرْعا و لا الْپِرْدِسْ و لا الكَيْهِن وَ لا الشِّمِش و لا السَّعر » ( نقل از اصل سريانى ) اگر اينها نبودند من تو را نمىآفريدم . نه آسمان و نه زمين و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را ! عرض كردم نام اينها چيست ؟ خطاب رسيد به ساق عرش بنگر . چون نگريستم اين پنج نام مبارك نوشته بود : « پارَقْلِيطا ( محمّد ) ايليا ( على ) طيطِه ( فاطمه ) شِپَّر ( حسن ) شُپَّيْر ( حسين ) » و نيز نوشته بود : « هَليلُوه لِتْ الَهَ شُوقْ مِني ( محمد ) إنِوِّى دِألَهَ . » اى مخلوقات من تسبيح كنيد مرا كه نيست خدايى غير از من و محمّد فرستادهى من است . » در جاى ديگر در جزو وصاياى مسيح به شمعون پطرس اينگونه آمده است : اى عيسى ، بنى اسرائيل را بگو كه او را تصديق نموده به وى ايمان آورند .
عرض كردم : « يا الَه منى لى اهَ مِرى ألَهَ يا يَشوع مُحمّد نِوّى دِألَهَ لِكُلِّه عالَم ، طووا عالُّه مِن نَبِّى وِ طووا لِشَمِعْيان دِقَلو بَخْتَتو را با وَ بِرُونو حَتْجا اشْتُمِه وَ اسْرا شِنّى بارْ دِيوخْ بِت شادْرِنّى . »
پروردگارا كيست آن بزرگوار ؟ فرمود : اى عيسى ! او محمد فرستادهى خداست براى همهى جهانيان . خوشا به حال آن پيامبر و آنان كه به گفتهاش گوش فرا دادند . ششصد و ده سال پس از تو او را به رسالت مبعوث خواهم كرد . »
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 203
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٠٣