كمك كند ، لكن از طرف ديگر فرصت بسيار گرانبهاى ما را نيز به سرعت تلف مىسازد .
ما بايد به سراغ سرچشمه اصلى برويم و از منبع مطلق فيض بگيريم . نه از حرف اين و آن ، حتى منبع مطلق هم اگر در خاشاك عقل و علوم بشرى گرفتار شود ، او نيز كارائيش را از دست داده و آثار كمترى خواهد داشت . چون عقل و فكر بشرى غير از معصومان الهى هر كس و هر شخصيّتى كه باشد مطلق نبوده و نخواهد بود و انسان هرگز با عقل و فكر و علم غير مطلق نمىتواند به مطلق برسد . در اين مرحله است كه تكافؤ ادلّه متصور است . زيرا گرچه وحى تورات و انجيل با افكار بشرى تحريف شدهاند ، و لكن اگر قرآن را هم با مفروضات ديگر از علوم و آراء بيرونى بررسى كنيم ، چندان تفاوتى با آنها نخواهد داشت ، زيرا اگر وحى و علم الهى ، در ظاهر يا باطن ، با قول و علم بشرى آميخته شود ، خواهناخواه بر نحوهى استدلال تأثير گذاشته و برترى آن را مىكاهد .
البته علىرغم كتب آسمانى ديگر - گرچه قرآنكريم در زير پردههاى تحريفات معنوى و تفسيرهاى غلط قرار گرفته ولى خوشبختانه ، در بين همهى امتيازاتى كه دارد امتياز مهمّش ، حفظ اصل متن آن است ، اضافه بر درخشش دِلالى و مدلولىاش و امتياز ديگرش هم اين است كه ما مىفهميم كه خداىتعالى معارفش را نيز از دستبرد تحريفات بشرى و جعل جعالّين حفظ نموده و از هرگونه خيانتى در متن قرآن كريم جلوگيرى فرموده است تا اين آخرين تنزيل محور و محكى باشد براى همه امور و حجّتى باشد براى همگان الى يوم القيمه .
3 - گروه كمترى از انديشمندان فرهيخته كه خود را از قيد و بند انديشههاى غيرمطلق رهانيده و در وحى خالص ربّانى ، تفكر و بدان استدلال كردهاند . به خوبى فهميدهاند كه استفاده از معيار مطلق مولّد كژى و كثرت نيست ، چون مطلق خالصهميشه ثابت است كه : « ألا لِلّه الدّينُ الخالص » ( زمر / 3 ) و چنانچه ادله به اين شكل ارايه شود ، حتماً بر ادلّهى طرف ديگر تفوّق و برترى دارد . چون آنچه مىگويد از خداست نه از خود و امثال خود ، او تنها مستفسر و جويندهى معارف الهى است و نه مفسر آنها .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٩٩