جمعى از قضات عالى رتبه در جلسهاى از من پرسيد : شما شيعهها اعتقاد داريد كه جبرئيل امين به علىبنابىطالب خيانت كرد و به جاى او وحى را به پيامبر نازل فرمود ، به همين خاطر هم بعد از نمازتان سه مرتبه مىگوييد : « خانَ الأمين » يعنى جبرئيل امين خيانت كرد ، به او گفتم اين حرف دروغ است از هر بچّه شيعه هم بپرسيد ، مىگويد : ما بعد از اتمام نمازسه مرتبه « اللَّه اكبر » مىگوييم او پذيرفت و عذرخواهى كرد .
متأسفانه بر خلاف ساير زمينههاى علمى ، در اكثر حوزههاى علوم دينى در جهان ، تنها معارف يك فرقه آموخته مىشود و شخص تا آخر عمر ، اگر خودش تلاش نكند از ناحيهى اساتيد و دروس رايج ، هرگز به معارف ساير شرايع و فِرَق نخواهد رسيد و اين ضعفى است كه متأسفانه در جامعه ما موجود است و تا به حال هم در رابطه با اين مُعضلِه چارهجويى اساسى نشده است . « 1 »
2 - دستهى ديگرى هم هستند ، كه تحقيقات و اطلاعات گستردهترى در بعض شرايع و يا كلّ شرايع كسب كرده و به حقانيت يكى از آنها رسيدهاند ، لكن متأسفانه از منبع مطلق استفاده نكردهاند . گرچه با درك بالاترى به اينجا رسيدهاند ، اما از عقل و فهم بشرى يا التقاطى از وحى و فكر بشرى يارى جستهاند و به طور قطع اين قبيل افراد در رويارويى با ادلهى ديگر مذاهب چندان پيشبردى نداشته و نخواهند داشت . بسيارى از انديشمندان و علماى جهان امروز در عرصههاى دينى از اين روش بهره مىجويند و در كلامشان نام و گفتههاى شخصيتهاى دينى ، مذهبىِ تاريخ گذشته و معاصر ديده مىشود . بايد از اين آقايان پرسيد آيا استناد به فكر و عقل و گفتههاى افرادى مثل خودتان ، دليل بر حقانيت است ؟ اصلًا شما چه چيز را مىخواهيد ثابت كنيد ؟ آيا اين كه فلان دانشمند و عالِم ، فهم و عقل زيادترى از شما داشته ، پس او برحقّ است ؟ گرچه تفحصّ و تجسّس در آثار ساير متفكران و دانشمندان ، ممكن است ما را در بعضى جهات
هامش
( 1 ) - روحانيان هر مذهب على العموم ، خادمان همان مذهب و برخورداران از آنند و همان را به درس مىآموزند و مىآموزانند كه محيط و مولدشان آن را مىپسندد و علم دين مىنامد . اينان به حقيقت مقلدانند . نادرند محققانى كه از تحسين و تقبيح و تقليد و تمتع از راه دين آزاد باشند و به آداب و عادات فكرى و عملى شهر و دهر خود بىالتفاتى كنند .
و از سر حريت راستين و به حكم حكمت به انديشهاى سر فرودآورند . ( سروش ، كيان ، 36 ، ص 15 )