تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
حق عمومى مظلومان از ظالمان باشد . اما جنگ بين فقير و غنى در اسلام جايز نيست . زيرا اگر بين فقير و غنى جنگ باشد ، نه فقير به حق خود مىرسد و نه حدود همه‌جانبه‌ى عدالت رعايت مىشود ، اسلام دين صلح و برادرى است و تنها در برابر تجاوزات عمومى قيام و جنگ را تجويز كرده است ، و براى ظلم فردى در حكومت اسلامى محاكم قضايى عادل ذىصلاح ، بايد بر اساس موازين شرعى ، اجراى حكم كنند . اصولًا چنان‌كه ظلم حرام است ظلم‌پذيرى نيز حرام است . يعنى اگر مظلوم بتواند از حق خود دفاع كند و نكند دو ظلم است : ظلم به خود و ظلم به ديگران كه دست ظالم را هم‌چنان بر سر مظلومان دراز نگه داشته است . آخرين مرحله‌ى مقابله با ظلم « افشاگرى و فرياد عليه ظالم » است و يا بالاخره ابراز حالت ناخشنودى و نارضايتى . « 1 »
هامش
( 1 ) - البته با اين جوّ فكرى و اعتقادى و خصوصاً جوّ عملى كه نه تنها در جامعه ما بلكه در بين مسلمين جهان حاكم است - اين‌طور به نظر مىرسد كه اميدى به امكان دفع ظلم و ظلمه با اين جوّ موجود نيست . دفع ظلم و رفع ظلمه به‌طور مطلق ، فقط به دست مولايمان و صاحب امرمان ميسر و محققّ خواهد شد . ان‌شاءاللَّه « وَعَدَاللَّهُ الذين آمنوُا و عَمِلوا الصالحات لِيَستَخلِفَنَّهمُ فى الارض . . . اللهم عجل فرجه و سَهّل مخرجه » زيرا اگر امام معصوم عليه السلام ظاهر بودند و در زمان حاكميت ايشان ظلمى و اجحافى عليه مظلومى مىشد ، قهراً به پناهگاه و دادرس خود كه امام معصوم عليه السلام است ، پناه مىبردند و شكوى سر مىدادند ، ولى در اين چهارده قرن كه پناه بى پناهان در پس پرده‌ى غيبت به سر مىبردند . مظلومان ، محرومان ، بى كسان ، درماندگان و ضعفاء واقعاً هيچ پناهگاهى نداشته و ندارند . و تمام اين سر و صداهاى دفاع از مظلوم ، رسيدگى به فقراء ، مساوات و عدالت هم شعارى بيش نبوده و نيست . « الهمّ انّنا نشكُوا اليك فقدَنبيّنا و غيبَةَ وليّنا و كَثرةَ عَدوُنّا وَ قِلَتَه عَدَدِنا و شدَّةَ الفِتَن بِنا وَ تَظاهُرَ الزّمانِ عَلَينا . . . الهم عَجِّل فى فَرَجِ مَولانا و صاحِبَنا و وَلىِّ امرِنا بِفَضلِكَ و و رَحمَتِكَ يا ارحَمَ الرّاحمين . »چون نيست امام كار مازار شده * صد غصه به روى دوش مابار شده يارب برسان تو حجت كون و مكان * چون كار بشر زارتر از زار شده( خادم‌القرآن )