بايد همگان در حالت اختيار و آگاهى ، صددرصد مطيع خدا باشند . اصل دين و به تبع آن تفاوتهاى قشرى و ظاهرى شرايع براى امتحان است ، تا چهرهى درونى و مجهول ما براى خود ما معلوم شود . در عرصهى شرايع انتظار بيشترى جز ابتلا و امتحان نمىتوان داشت و خداى عالم اختلافات و تناقضات و نابسامانىهاى بشرى ، عنادها ، توطئهها ، سركشىها ، جنگ و خونريزىها را نمىخواسته است . بلكه خداى سبحان تا قبل از اسلام با عوض كردن چهرههاى ظاهرى شرايع ، باطنشان را به خودشان مىشناساند . در مرحلهى بعد از اسلام تا هر زمان ، احكام و تكاليف مؤمنين را رسانده است . در اين مرحله خداى تعالى با نزول وحى آخرين هر دو منظور را اراده فرموده است . هم امتحان مؤمنان و مطيعان الهى را در شرايع قبل كه آيا حكم آخرين را نيز مطيعند يا خير ؟ و هم بيان احكام كلى و جزيى را الى الابد .
خداى متعال اختلاف و كثرت و پلوراليسم را نمىخواسته و نمىخواهد . اين بشر ناقصالعقل و غير مطلق است كه با نفهمىها ، كينهتوزىها ، طمعكارىها ، علمفروشىها و فخرفروشىها ، خود و ديگران را با نادانىها و تعصبات جاهلانه و مغرضانهاش به زحمت ترديد و عذاب و هلاكت و ضلالت انداخته و به گمراهى كشيده است . هيچ عذرى براى آگاهان در قيامت نخواهد بود . ناآگاهان نيز به اندازهى قصورشان مسؤولند . چون خدا به همگان عقل و فطرت داده تا بروند و تحقيق كنند و حق را بيابند .
يافتن حق براى كسانى كه فرصت كافى دارند ، بسيار ساده است . يك تحقيق مختصر بر مبناى قرآن و بررسى ادلهى كامل چند مسألهى فقهى ، فلسفى ، اعتقادى ، اخلاقى و . . .
آنها را بسيار به نتيجه نزديك مىكند . چطور براى پول درآوردن و ازدواج و زندگى روزمره ، پرتلاش و زرنگاند ، به دين كه مىرسند تنبلى و سستى مىكنند ؟ حتى بعضى مىگويند آنجايى از دين كه آسان است يا موافق منافع ماست و با طبع ما سازگارى دارد مىپذيريم . والّا چيزى كه موافق طبع ما نيست ، نمىتوانيم بپذيريم اگر همه چنين بگويند ، بود و نبود دين چه فايدهاى دارد ؟
گفتن حقائق هم در اين صورت به قول عوام ، ياسين به گوش آهو خواندن است . اصلًا
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨٩