اين قسمت آخر اشاره به آيهاى از تورات دارد كه مىگويد : خدا آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و روز هفتم كه شنبه بود خسته شد و استراحت كرد .
قرآن با هيمنت و برترى ، اين آيه از تورات و ساير آيات كتب قبل را درست بيان مىكند ، نه اين كه عليه تورات آن را به كل مردود نمايد ، بلكه ( مصدقاً و مهيمناً عليه ) در حقيقت قرآن كتابهاى قبل از خودش را غلطگيرى و صحيحيابى مىكند .
« فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بما انزل اللَّه » « هُمْ » در آيه كل مكلفانند . يهودى ، مسيحى ، بتپرست ، مشرك ، ملحد ، مسلمان ، حكم خدا براى همه يكسان است و هر چه فرموده براى همه لازمالاجراست تا رستگار شوند .
البته لازمالاجرا بودن اجبارى نيست ؛ اختيارى است . مثل نماز و روزه كه جزو واجبات است ، عدهاى انجام مىدهند و عدهاى هم انجام نمىدهند و در عين حال هيچ گردى هم بر دامن كبريايى الهى نمىنشيند .
« و لا تَتَّبِعْ اهْواءَهُم عَمّا جاءك من الحق » : چون اين وحى آخرين بايد تا آخر زنده بماند و گروهى مايل به آن نيستند ؛ اما تو اى پيامبر از آنها واهمهاى نداشته باش و حكم خدا را برسان . گرچه اصول واجبات و محرمات در همه شرايع يكى است ، لكن تابعين شرايع ديگر ممكن است شكل ظاهرى شريعت اسلام را نپذيرند .
گر چه اگر وحى خالص تورات و انجيل و صُحف در دسترس مىبود با قرآن در عمق مسايل اصلى تفاوتى نداشت .
پس چرا خداى تعالى اين تفاوتهاى جزيى را قرار داد ؟ دو دليل و جواب دارد :
اول اين كه كل شرايع براى بيان تكاليف بشر آمدهاند كه انجام يا عدم انجام تكاليف جنبهى امتحانى دارد ، خدا مىخواهد به ما ثابت كند چكارهايم ؟ اگر يهودى تا زمان حضرت مسيح عليه السلام تكليف به تورات دارد ، حالا كه حضرت مسيح آمده بايد مسيحى شود و اگر نشود مسلماً مردود است . اگر مسيحى تا قبل از اسلام تابع انجيل بود حالا كه قرآن - آخرين سخن خداى متعال - نازل شده بايد تابع قرآن شود و اگر نشود يقيناً مردود است ، البته مشروط بر اين كه حقيقت بر او عرضه شود ، والّا اگر حقيقت به او نرسد يا
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨٦