عَلَيهِ فأَحْكُمْ بَينَهُم بِما انْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ اهْوائَهم عَمَّا جاءَكَ مِنَ الحقِّ لِكُلٍّ جَعَلنا مِنكُم شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَو شاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ امَّةً واحِدةً وَ لكن لِيَبْلُوَكُم فيما ءَاتكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيراتِ الىَ اللَّهِ مَرجِعُكُم جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَختَلِفُون . » و ما فرستاديم به سوى تو - محمد - قرآن را به تمامى حق » يعنى هم نزول قرآن حق است ، هم مصاحب با حق است ، هم هدف و غرضش و همه چيزش حق است ، و هرگز با باطلى مشوب و مخلوط نيست . « ال » بر سر « الحق » نمايانگر تمامى حق است .
« مصدقاً لِما بين يديه من الكتاب و مهيمناً عليه »
« قرآن كتابهاى ديگر را تكذيب نمىكند بلكه تصديق مىكند » مثل عالِمى نيست كه از علماى ديگر رو مىگرداند و بر خلاف يا موافق آنها حرف مىزند ، چون همهى كتابهاى آسمانى از يك خداست ، هر كتابى كه نازل مىشود رويش به كتب ديگر است . قرآن با آغوش باز روبهروى انجيل است ، انجيل با آغوش باز روبهروى تورات است . تنها دو تفاوت ميان كتابهاى آسمانى هست . يكى از نظر زمان و مكان و رسول كتاب . دوم از نظر برخى احكام قشرى و ظاهرى . يعنى از نظر عمقى همهى كتابهاى آسمانى يكسانند و محرمات اصلى در هيچ كتابى حلال نيست ، واجبات اصلى در هيچ كتابى غير واجب نيست . لذا احكام ابدى و متناسب در شريعت آخرين به طور كامل و با هيمنت بيان شده است و داراى دو بعد است : يك بُعد ، بيان آخرين حقيقت تا آخر زمان تكليف براى كسانى كه مىخواهند به وحى خالص دسترسى يابند . بُعدِ دوم ، حقايقى را كه در كتابهاى آسمانى قبل با افكار و خواستههاى بشرى ، با قصورها و تقصيرها مخلوط شده ، اولًاآنچه را صحيح است ، تصديق مىكند . ثانياً نسبت به آنها هيمنت و تبلور و برترى دارد ، چون خالِصِ صددرصد است . با هيمنت مىگويد مثلًا اين آيه از تورات درست است و آن آيه درست نيست . به عنوان مثال در ( سورهى قاف آيهى / 38 ) مىفرمايد : « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَمواتِ والارضَ و ما بَيْنَهُما فى سِتَّةِ ايامٍ وَ ما مَسَّنا مِن لُغوب » به تحقيق ما آسمانها و زمين و آنچه را ما بين اين دوست در شش روز - زمان - آفريديم و خسته هم نشديم .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨٥