قرار دادن اين فكر غير مطلق و يا غلط موجب دورى از معارف مطلق شده و مىشود .
با اين حال در طول 14 قرن ، علما و فهمندگان شريعت به طور صد در صد به خطا نرفتهاند . زيرا گاه به قرآن استدلال كردهاند گاه به غير قرآن ، و در زمينه غير قرآن هم گاه سخنانشان و مطلبشان موافق قرآن بوده و گاه هم موافق نبوده كه موافق آن پذيرفته و غير آن هرگز پذيرفتنى نيست .
چه شده است كه در طول هزار و چهار صد سال اين همه عالم دينى و فقها و فلاسفه و اصوليون و . . . كمتر به سراغ قرآن رفتهاند ، و آنگاه نيز كه به قرآن رجوع كردهاند برداشت صحيحى نداشتهاند ؟ آيا كلام قرآن بازدهى ندارد ؟ آيا طراح آزمون بشريت توانايى طرح سؤالات امتحانى مناسب رانداشته كه اكثر دانشآموزان مكتبش به خطا رفتهاند ؟ يا تنبلى ، كاهلى ، آمال و آرزوهاى بشر مانع و حجاب فهم آزمون ساده و آسان الهى بوده است ؟
مفاد آيات بسيارى از قرآن اين است كه اكثر مردم از راه هدايت قرآن و حقيقت پيروى نمىكنند تعقل نمىكنند ، تدبر نمىكنند و به اين حقايق آگاهى و علم ندارند . و . . .
« وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى امرِهِ وَلكنَّ اكثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ( يوسف / 21 )
و خدا بر كارش غالب است ، ليكن بيشتر مردم نمىدانند .
« ذلِكَ الدِّينَ الْقَيِّم وَ لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون . » ( يوسف / 40 )
اين دين پا برجا و پُربهاست ، ليكن بيشتر مردم نمىدانند .
« يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الكَذِبَ وَ اكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ . » ( مائده / 103 )
بر خدا افترا مىبندند و بيشترشان تعقل نمىكنند .
« انَّ اللَّهَ لَذُوفَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكن اكَثُرهُم لا يَشْكُرون . » ( يونس / 60 )
به راستى خداى تعالى كانون فضل است بر مردم ليكن بيشترشان شكر نمىكنند .
اين قبيل آيات كه به تعداد زيادى در قرآن تكرار شده است ، ناسپاسى و بىفكرى مردم را اثبات مىكند ، البته نه اين كه مردم اصلًا فكر و عقل ندارند ، بلكه بىفكرى و بىعقلى مىكنند ؛ يعنى عقل و فكر خود را به كار نمىاندازند .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨٢