تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
قرار دادن اين فكر غير مطلق و يا غلط موجب دورى از معارف مطلق شده و مىشود . با اين حال در طول 14 قرن ، علما و فهمندگان شريعت به طور صد در صد به خطا نرفته‌اند . زيرا گاه به قرآن استدلال كرده‌اند گاه به غير قرآن ، و در زمينه غير قرآن هم گاه سخنانشان و مطلبشان موافق قرآن بوده و گاه هم موافق نبوده كه موافق آن پذيرفته و غير آن هرگز پذيرفتنى نيست . چه شده است كه در طول هزار و چهار صد سال اين همه عالم دينى و فقها و فلاسفه و اصوليون و . . . كمتر به سراغ قرآن رفته‌اند ، و آن‌گاه نيز كه به قرآن رجوع كرده‌اند برداشت صحيحى نداشته‌اند ؟ آيا كلام قرآن بازدهى ندارد ؟ آيا طراح آزمون بشريت توانايى طرح سؤالات امتحانى مناسب رانداشته كه اكثر دانش‌آموزان مكتبش به خطا رفته‌اند ؟ يا تنبلى ، كاهلى ، آمال و آرزوهاى بشر مانع و حجاب فهم آزمون ساده و آسان الهى بوده است ؟ مفاد آيات بسيارى از قرآن اين است كه اكثر مردم از راه هدايت قرآن و حقيقت پيروى نمىكنند تعقل نمىكنند ، تدبر نمىكنند و به اين حقايق آگاهى و علم ندارند . و . . . « وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى امرِهِ وَلكنَّ اكثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ( يوسف / 21 ) و خدا بر كارش غالب است ، ليكن بيشتر مردم نمىدانند . « ذلِكَ الدِّينَ الْقَيِّم وَ لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون . » ( يوسف / 40 ) اين دين پا برجا و پُربهاست ، ليكن بيشتر مردم نمىدانند . « يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الكَذِبَ وَ اكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ . » ( مائده / 103 ) بر خدا افترا مىبندند و بيشترشان تعقل نمىكنند . « انَّ اللَّهَ لَذُوفَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكن اكَثُرهُم لا يَشْكُرون . » ( يونس / 60 ) به راستى خداى تعالى كانون فضل است بر مردم ليكن بيشترشان شكر نمىكنند . اين قبيل آيات كه به تعداد زيادى در قرآن تكرار شده است ، ناسپاسى و بىفكرى مردم را اثبات مىكند ، البته نه اين كه مردم اصلًا فكر و عقل ندارند ، بلكه بىفكرى و بىعقلى مىكنند ؛ يعنى عقل و فكر خود را به كار نمىاندازند .