مىداند عاقبت اين جنگ به نفع فقرا پايان يابد . [ هرمنوتيك / 2 ]
آيةاللَّه صادقى : براى ورود به جواب مسايل مطرح شده ابتدا يك سرى بديهيات را بررسى مىكنيم . اول اين كه اصولًا حقيقتى هست يا نه ؟ حقيقت اللّه ، توحيد ، وحى و . . .
و آنچه مربوط به سالك الى اللّه است ، مسلم حقيقتى وجود دارد و مورد قبول همهى عاقلان نيز هست .
مرحلهى دوم ، آيا اين حقيقت قابل تبيين است يا خير ؟ آيا خدا قدرت دارد كه حقيقت وجودِ خود و دينش را ، توحيد و اسماء و صفات و راهش را تبيين كند يا خير ؟ اگر قدرت ندارد ، بايد عرض كنيم خدايى كه قدرت ندارد ، خدا نيست و ثانياً عَجزِ در بيان و تبيين ، قدرت مطلقه او را زير سؤال مىبرد كه اين فرض نيز از ساحت قدسى خداى قادر متعال به دور است . زيرا « ان اللَّه على كل شىء قدير . »
مرحلهى سوم ، آيا خدايى كه قدرت مطلق دارد حقيقت دينش را تبيين كند ، تبيين كرده است يا خير ؟ اگر تبيين نكرده باشد در اين صورت بايد گفت كه هيچ تكليفى در دنيا وجود ندارد ، مقام مقدس الوهيت كه رحمت كلى و بدون حد و مرز بر سراسر گيتى دارد ، محال است مكلفان را بلاتكليف گذاشته باشد ، تا هر كس هر چه بخواهد انجام دهد و به هر راهى كه ميلش كشيد برود .
مرحلهى چهارم ، خداى تعالى كه خواستههاى خود را براى مكلفين ، و راه هدايت را براى ايشان بيان و تبيين كرده ، به چه وسيله رسانده است ؟ جواب اين است كه - ما معتقديم : خدايى كه مبداء علم و حكمت و قدرت مطلق است ، به طور صددرصد مقاصد و حقايق گفتنى را به وسيلهى وحى بر انبياء اولوالعزم نازل فرموده تا ايشان نيز بىكم و كاست به مردم برسانند ، اول در وحى مُنزَل در صُحُفِ حضرات نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى عليهم السلام و در پايان با وحى قرآن مقدس آنچه كه صلاح دين و دنياى آنها بوده نازل و بيان فرموده است .
تا قبل از قرآن تكليف به وحىهاى قبلى بود . اما با نزول قرآن و بعد از آن تكليف همه عمل به وحى آخرين دست نخورده و مخلوط نشده با افكار بشر است .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٨٠