نيست كه نشود قرآن را با قرآن فهميد ، قرآن به هيچ وجه به حضور هيچ انديشه و فكر برونى نيازى نداشته و ندارد و نخواهد داشت ، همانطور كه خداى تعالى نيازمند به كسى نيست . كتابش و تفسير كلامش نيز محتاج به هيچ كس نبوده و نيست ، و اگر هم تعداد مفسرين مكتب اعتصام به اين معنايى كه عرض كرديم واقعاً كم هستند و در اقليّتاند اين اقليت هرگز دليل بر صحّت گفتار ديگر آقايان نيست ، زيرا طبق خود قرآن كريم كه مىفرمايد : « بل اكثرهم لايفقهون » و ما چنانچه بخواهيم تفاسير اين آقايان را مطالعه كنيم و به نقد كلماتشان بنشينيم ، بايد جزء به جزء كلماتشان را و صحت و سقم مطالبشان را با استفاده از دلايل قرآنى طبق مبناى قرآن كريم بررسى و تحقيق نموده و خالصهاى آنها را از ناخالصىهايش جداسازى و تفكيك نمائيم چون حدود 14 قرن است كه آقايان هر كدام كه آمدهاند و دست به قلم شدهاند ، نه تنها مشكلى را حلّ نكردهاند ، بلكه اشكالات و گرفتارىهاى زيادى را نيز به بار آوردهاند . بشريت غير مطلق بايستى در وهلهى اول با اعتصام به خود قرآن ، و در مرحله دوم با عرض كليّه روايات و اقوال و . . . به قرآن و تشخيص صحيح و سقيم هر يك فقط بر مبناى قرآن كريم ، و در مرحله سوم نيز با شوراى شايسته و وحدت انديشهى قرآنى ، خود و جامعه دينى خود را از خطاها و اشتباهات دور نمايد .
اين نداى قرآن عليه پلوراليسم و كثرت است كه : « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا . » ( آل عمران / 103 ) همگى به حبل الهى - قرآن - چنگ بزنيد و عصمت بگيريد و متفرق نشويد .
در اين جا « حبال » نفرمود ، بلكه حبلاللَّه فرموده : « حبلاللَّه » هم مفرد است كه همان وحى ربانى قرآن است و بس ، اگر ما در فهم معارف قرآنى به حبل واحد الهى مراجعه كنيم به عصمتى خواهيم رسيد كه حداقلش عصمت علمى است ، و اين امر « واعتصموا » خود دليل است بر اين كه عصمت علمى و بدون خطااز طريق قرآن براى مكلفان امكانپذير است ، آيا اگر رسيدن به چيزى محال و ناممكن باشد خداى متعالى به آن امر مىكند ؟ اگر حداقل رسيدن به وحدت علمى محال باشد پس چرا امر فرموده كه :
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٧٣