چون قرآن مطلق است و كوتاهى ندارد ، خداى تعالى و نيز معصومين : در ارتباط با وحى مطلقاند و لكن بشر غير معصوم و غير مطلق است . « 1 » بشرى كه غير معصوم و غير مطلق است ، بايد اولًا براى گريز از اجتناب ناپذيرى و ناممكن بودن دورى از انديشههاى بيرونى خود در مكتب اعتصام وحيانى ، به طرز صحيح و شايسته به فهم آيات و روايات بپردازد و ثانياً براى كاستن از درصد خطاهاو اشتباهات بايد با مشورت با علماى فن ، خود و ديگران را به حقيقت نزديك و نزديكتر نمايد .
مُناقِشات دربارهى مصداقها كاملًا واضح است ، چون كه ما در روش تفسيرى - يا تفسير قرآن با قرآن داريم - يا تفسير قرآن با رأى ، وقتى ما به تفاسيرى كه بدون استعانت از قرآن تأليف و ارايه شده مراجعه مىكنيم ، مشاهده مىكنيم كه در اثر مفروضات و تخيلات قبلى ، آقايان مفسرين خطاها و اشتباهات زيادى را مرتكب شدهاند ، كه اگر توجه بيشترى مىكردند و پيش باورهاى قبلى خود را كنار مىزدند هرگز گرفتار اين همه مناقشات تفسيرى نمىشدند در صورتى كه تفسير قرآن با قراين درونى خود قرآن همان صراط مستقيم الهى است و چنانكه قبلًا هم گفته شد قرآن خود مفسّر خويشتن است و احسنُ التفسير است ، قرآن معصوم و مطلق است ، ما بايد خود را از موانع و حجابهاى غير مطلق بشرى خالى كنيم ، قرآن خود را حجت بالغه معرفى فرموده : « قل فلله الحجة البالغه فلوشاء لهداكم اجمعين » ( انعام / 149 ) بگو براى خدا حجت بالغ و كامل است . پس اگر خدا بر فرض محال مىخواست همه شما را هدايت - اجبارى - مىكرد .
اگر قرآن بلوغ و توانايى توضيح و تفسير خودش را نداشته باشد بالغ و كامل نخواهد بود ، اين كه شما مىگوييد حضور انديشههاى برونى در فرآيند تفسير به لحاظ معرفت شناختى و عملى اجتنابناپذير است سخن درستى نيست ، زيرا اگر عدهاى در طول تاريخ با استفاده از معلومات بشرى و پيشفرضهاى برونى اقدام به تفسير دين و قرآن كريم كردهاند و باعث تناقض گويى و تحير خود و ديگران شدهاند اين اقدام ، دليل بر اين
هامش
( 1 ) - غير از معصومان پاك كه پيامبران و ائمه معصومين باشند بقيه ابناءِ بشر چه مفسرين و علماء دين و چه غير آنها هرگز مطلق نيستند ، لكن وظيفه دارند نهايت سعى و كوشش خويش را به كار برند تا خود را به عصمت علمى در حد امكان و توان برسانند . ( خادم القرآن )