تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
كه ذكر شد ، رجوع به قرآن و تفسير با ابزارهاى درونى و ايجاد اتحاد و شوراهاى شايسته‌ى قرآنى . دوم رعايت كامل تقوى و پرهيزگارى ، چون برخورد با « حبلُ اللَّه » دو گونه است : يا با تقوى يا با طغوى . رعايت تقواى علمى و عقيدتى و حتىالامكان عملى در مراجعه‌ى به قرآن ، نورٌ على نورٍ و هدىً و رحمةً للمتقين است . ما دو تقوى داريم : 1 - تقواى علمى ، يعنى عدم دخالت در علومى كه تَلَقّى نكرده و دخالت ندادن علوم را در يكديگر و هم‌چنين دخالت ندادن كل مفروضات برونى اسلامى و غيراسلامى را در فهم و تفسير قرآن . با رعايت اين تقوا و پرهيزگارى علمى حتى كفّار هم مىتوانند معانى ساده‌ى الفاظ را از قرآن و غير آن به‌طور صحيح بفهمند . به عنوان مثال . شخص كافرى هم اگر عربى بداند و بدون تفكرات الحادى ، قرآن را بخواند ، علم پيدا مىكند كه در قرآن به چه مسائلى امر شده و از چه مسايلى نهى شده است . با اين كه مطلقاً به آن‌ها عقيده و عمل ندارد . دوم ، هر قدر تقواى عملى انسان بيشتر باشد رمز فهميدن بيشتر قرآنى بر او نمايان مىشود ، تقواى اول كليد فهم معانى تحت‌اللفظى آيات الهى است و تقواى عملىِ بيشتر باعث قدرت درك بالاتر از معانى بطنى ، اشاره‌اى و لطيفه‌اى قرآن كريم است ، كه در غير اين صورت به تعبير قرآن‌كريم كليّه افرادى كه در وادى تقوى نيستند غير مؤمن و ظالم‌اند . « و نُنَزِّلُ مِنَ القرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و رَحمةٌ لِلمؤمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ الَّا خَسارا . » ( اسراء / 82 ) از قرآن فرو مىفرستيم آن‌چه شفاى بيمارىها و رحمت است براى مؤمنان و ستمكاران را نمىافزايد مگر زيان . بنابراين كسانى كه رعايت تَقواىِ علمى و عملى را نمىكنند ، علوم غير قرآنى و غير مطلق بشرى را در تفسير و فهم قرآن دخالت مىدهند و راهى را بر راه‌هاى منحرف ديگر مىافزايند ، ظالمند - و ظلم و ستم به اين كتاب معصوم بالاترين ظلم‌هاست . « 1 » حداقل
هامش
( 1 ) - قرآن كريم قرن‌ها است كه جزء مظلوم‌ترين و مهجورترين كتب در بين كل امَّت حتى در بين علماء اسلام و حوزه‌هاى علمى ايشان مىباشد و با جوّ موجود به نظر اين حقير قهراً اين مظلوميت و مهجوريت تا زمان ظهور حضرت ولى امر عجل‌اللَّه‌تعالى فرجه‌الشريف ادامه خواهد يافت - مگر اين كه معجزه‌اى رخ بدهد و سردمداران و رؤساى دينى حوزه‌هاى علميه شيعتاً و سنتاً اساس كارشان را بر مبناى قرآن كريم قرار دهند - كه اين هم آرزويى بيش نيست ، تا انشاءاللَّه صاحب اصلى تشريف بياورند . يَاتى بكتابٍ جديدٍ - كه همين قرآن مهجور و مظلوم است . وَ دينٍ جَديدٍ - كه همين اسلام مظلوم است - على امرٍ جديدٍ - كه امر به همين اسلام و همين قرآن مظلوم و متروك است . يقيناً در آن زمان براى افراد مقصر هيچ‌گونه جاى عذرى نخواهد بود و پشيمانى هم براى آن‌ها سودى نخواهد داشت . نان امام زمان عجل‌اللَّه‌تعالى فرجه‌الشريف را و هدف حضرت را كه قرآن كريم است كنار گذاردن و اقوال اين و آن را حاشيه زدن و سبك و سنگين كردن و مخالف قرآن كريم نظر دادن و حركت كردن و . . . مورد شكواىِ امام عصر عجل اللَّه تعالى ف‌رجه الشريف و رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله و همه ائمه معصومين عليهم السلام مىباشد . « و قالَ الرّسول يا رَبِّ انَّ قومى اتَخَذُوا هذا القرآن مَهجُوراً » الفرقان ( 30 ) ( خادم القرآن )
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 176 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني