« واعتصموا بحبل اللَّه » رسيدن به وحدت و عصمت را نيز تنها به وسيله يك حبل مفرد ، ممكن دانسته كه قرآن است .
عصمت مطلق سه ضلع دارد : عصمت علمى ، عقيدتى و عملى . عصمت در كل ابعاد واضلاع ، عصمت مطلق و مربوط به شخص رسولاللَّه صلى الله عليه و آله است ، و بعد از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله اين عصمت مطلق مربوط به معصومان سيزدهگانه ، بعد از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله مىباشد ، يعنى معصومين عليهم السلام از اشتباه در كل ابعاد مصون و محفوظند و اين از امتيازات معصومان : است كه هيچگونه قصور و يا تقصيرى ، در هيچ بعدى از ابعاد حتى در عمل به موضوعات شرعى ندارند .
مثلًا غير معصومين ممكن است مايعى را كه نمىدانند شراب است بخورند و اين ربطى به عقيده ندارد ، اما احتمال انجام چنين خطايى از معصومين محال است ، بهطور كلى ، عدم احتمال خطا در معصومان ، در بُعد احكام ، تكاليف و موضوعاتِ مربوط به شريعت امرى ثابت و لازمهى عصمت است ، والّا در بُعد زندگى روزمره ، خوراك و پوشاك و . . . همانند ديگرانند : « قُل إنّما أنا بشرٌ مِثْلُكُم يُوحى إلَىَّ . . . » « بگو - اى پيامبر - همانا من بشرى مانند شما ( مردم ) هستم كه بسويم وحى مىشود . . . » . به عنوان مثال :
چنانكه نقل شده در راه غزوهى تبوك ، شتر پيامبر صلى الله عليه و آله گم شد ، عمارة بن حزم گفت : او ادعاى پيامبرى و خبر از عالم غيب مىكند ، ولى جاى شتر خود را نمىداند . خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد . ايشان فرمودند : « من نمىدانم ، مگر آنچه را خدا به من ياد دهد ، الآن به من خبر رسيد كه در فلان دره است و افسارش به درختى گرفته شده است » . « 1 »
پس قاعدهى عصمت در معصومان ، تنها در باب عمل به شريعت بدون هيچ خطايى است و موضوعاتى كه هيچ ربطى به شريعت ندارد ، ربطى هم به عصمت ندارد ، يعنى عصمت معصومين در بُعد علم ، عقيده و عمل به احكام و تكاليف الهى است ، و ندانستن موضوع خارج از شريعت به مقام ايشان لطمهاى نمىزند ، چنانكه مثلًا امام زمان ( عج ) ،
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 21 ، ص 234 ، باب غزوة تبوك : أنه صلى الله عليه و آله لما توجه إلى تبوك ضلت ناقته القصوى و عنده عمارة بن حزم قال كالمستهزئ : يخبرنا محمد صلى الله عليه و آله بخبر السماء و لا يدري أين ناقته فقال : « إني لا أعلم إلا ما علمني اللَّه و قد أخبرني الآن أنها بشعب كذا و كذا و زمامها ملتف بشجرة » فكان كما قال