نماز به عنوان بزرگترين واجبات هرگز قابل ترك يا كمبود از چگونگىاش - تا چه رسد به ركعاتش - نيست ، مگر آنكه با واجب مهمترى برخورد كند . زيرا طبق قاعدهى « تقديم اهم بر مهم » در برخورد دو واجب و يا دو حرامِ ناهماهنگ كه يكى واجبتر و يا حرامتر است ، واجبتر مقدم مىشود و آن كه حرمتش كمتر است جايگزين حرامتر مىشود ، كه در نماز خوف براى حفظ جان كه مهمتر از تكميل صورى و كيفى نماز است ، تنها از كيفيت نماز به مقدار لازم كاسته مىشود ، مثلًا از شرايطى مانند ايستادن و . . .
كاسته مىگردد ، اما در سفرهاى عادى چه امرى مهمتر از نماز پيش مىآيد كه به علت آن ، از نماز بكاهيم و روزه را افطار كنيم ؟ آيا نماز و روزه مهمترند يا يك سفر تفريحى و بسيار فرحبخش و روحنواز ؟ در سفرهاى عادى هيچگونه ترسى كه موجب كم كردن از كيفيت نماز گردد ، هرگز وجود ندارد ، زيرا اساساً امرى واجبتر از نماز در كار نيست ، و با كامل خواندن نماز هيچ خطر و ضررى هم متوجه نواميس خمسه نمىشود ، پس چرا بايد آن را قصر بخوانند ؟ ما در تمامى احكام اسلام ، هرگز موردى را سراغ نداريم كه كارى واجبتر براى مراعات كارى واجب ، ترك شود تا چه رسد به نماز كه بدون هيچگونه مزاحمى شكسته شود ! و البته در حكم قصر صلاة ، حكمتى نهفته هم نداريم كه بگويند :
ما نمىدانيم حكمت آن چيست ! زيرا وقتى نصّ آيات قرآن بر مطلبى دلالت صريح دارند ، جايى براى احاديث مخالف نمىماند . فلذا ما نيز حق نداريم حكمتتراشى كنيم .
طبق فرمان قرآن كريم ، تنها شرط كوتاهى نماز - آن هم از كيفيّتش - خوف و ترس از خطر تهديدكنندهى نواميس خمسه است ، ولى مكتب تحميل ، با تحميلات ادبى و معنوى و پيشفرضهاى نابسامان دلالت صريح آيه را در اطلاقِ « اذاضربتم فى الارض »
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٦٧