بيان مىكند ، بنابراين بايد آيهاى در قرآن باشد كه حكم نماز مسافر و خوف را كاملًا از يكديگر جدا كند تا مكلفان در وادى تحيّر و سرگردانى نمانند . اما ما خدمت شما عرض مىكنيم كه همان آيه حكم هر دو را بيان فرموده است . توجه كنيد :
« وَ اذا ضَرَبْتُمْ فِى الأرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُم جُناحٌ انْ تَقْصُرُوا مِنَ الصّلاةِ انْ خِفْتُمْ ان يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا انَّ الْكافِرينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوّاً مبيناً » ( نساء / 101 )
« و هنگامى كه در زمين - پا - زديد : به سختى گام نهاديد ، [ در سفر يا وطن ، حركت و سيرى دشوار داشتيد ] پس گناهى بر شما نيست كه از نماز بكاهيد ، اگر بترسيد كسانى كه كفر ورزيدند ، [ بر ضدّ ] شما آشوبى [ جنگى برپا ] كنند ، همانا كافران دشمنانى آشكاركنندهى [ دشمنىشان ] برايتان بودهاند . » اولًا با دقت در آيه ، اين مطلب صريح است كه « ضَربِ فى الارض » شامل هرگونه حركتى در زمين است كه با سختى انجام گيرد ، ثانياً اين آيه تنها شرط كوتاه كردن از كيفيت نماز را « انْ خفتم » يعنى : ترس از فتنه و حمله دشمنان دانسته است كه شرط اصلى « آن تَقصُرُوا » ، « ان خِفتُم » است ، و « اذا » نيز ، ظرفيهى شرطيه است نه شرطيهى محضه ، و در آيهى بعد « فإذا إطمَأنَنْتُم . . . » پس از « ان خفتم » آمده كه ميزان اطمينان براى نماز را تنها بر طرف شدن و زوال خوف و ترس از دشمنان دانسته است ، چه در سفر و چه در حضر .
« فليس عليكم جناح » در برابر گمان مسلمانانى است كه حتى در حالت خوف جانى از دشمن هم كم كردن از كيفيت نماز را گناه مىپنداشتند . بنابراينقصر از كيفيت نماز ، ويژهى حالتى است كه اتمام كيفيت نماز ، ترس و خطر جانى داشته و يا كمتر كه موجب حرج باشد آرى ، قصر و كوتاه نمودن از نماز نيز تنها در كيفيّت آن است و نه در كمّيت .
زيرا اولًا : « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الوُسطى وَ قُومُوا اللَّهِ قانِتينَ . فَإِن خِفْتُمْ فَرِجالًا أو رُكْباناً فَإذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَما عَلَّمَكُم ما لَم تَكُونُوا تَعلَمُونُ . ) ( بقره / 239 - 238 ) بر نمازها نگهبانى كنيد ، خصوصاً اينجا اقامهى نماز ، باز هم به شرط خوف و ترس به كيفيت پياده يا سواره تجويز شده است . نه اين كه دو ركعت از چهار ركعت رابه طور كامل حذف كنيد ، بلكه در حال سواره يا پياده ، اذكار نماز را بخوانيد . به دنبال اين دو آيه ، اقامه و تكميل
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٦٥