تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
در استناد به احاديث نيز دچار سردرگمى و حيرانى مىشوند ، و فىالمثل « مسيرةيومٍ » را كنارى نهاده ، و سرانجام بدون مراجعه به قرآن و سنّت قطعيّه - بر خلاف هر دو - فتوا مىدهند . حتى در بيشتر احاديث باب صلاة مسافر از واژه‌ى « قصر » كه به معناى كوتاهيست استفاده شده است ، كه قصر از مطلق نمازها است نه اين كه دو ركعت آن هم از نمازهاى چهار ركعتى به طور كامل از بين برود ! عجباً ؟ اينان بر اساس معلوماتى كه آموخته‌اند ، آراء و نظريات دريافتى خود را بر قرآن مقدّم داشته و نه تنها هيچ كوششى براى اصلاح علوم و انديشه‌هاى بيرونى از ذهن خود ، انجام نداده‌اند ، بلكه اين روش غلط را هميشه و هر روز تقويت كرده و مىكنند تا حدى كه جسارت را به حد اعلاى خود رسانده و وجود پيش‌فرض‌هاى مشخصى را براى تفسير قرآن كريم لازم دانسته‌اند ، و در نتيجه گاهى بيش از حد معمول دچار سرگردانى و تناقض شده‌اند . مثلًا سيد هاشم بحرانى صاحب تفسير « الهادى و مصباح النّادى » به دنبال جلال‌الدّين سيوطى در تفسير « الدُّرّ المنثور فى التّفسير بالمأثور » كه آيات را فقط با روايات مأثور از پيامبر صلى الله عليه و آله تفسير نموده ؛ به نوشتن تفسير « الهادى » اقدام كرد و در مقدمه‌ى آن چنين ذكر كرده كه به نصّ اخبار و حكم عقل ، تفسير قرآن بايستى تنها از اخبار منقول از پيامبر و اهل بيت پيامبر عليهم السلام باشد . اين روشى كه ايشان ذكر كرده هم بر خلاف خود قرآن است و هم بر خلاف همان اخبارى كه آقايان از آن دم مىزنند و هم بر خلاف عقل است و هم بر خلاف ضرورت . ايشان و هم‌سلك‌هايشان بايد به احاديث عرض بر قرآن توجه مىكردند . از جمله به اين حديث شريف مُنى از رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله كه مىفرمايد : « لَقَدْ كَثُرَتْ عَلَىَّ الكَذَّابَة و سَتَكْثُر فَمَنْ كَذِبَ عَلَىَّ مَتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّء مقعَدُهُ مِنَ النَّارِ فَما جَاءَكُمْ عَنّى مِنْ حَديثٍ يُوافِقُ كِتابَ اللَّهِ وَ سنّتى فَأَنَا قُلْتُه وَ ما جاءكُمْ مِنْ حَديثٍ يُخالِفُ كِتابَ اللَّهِ فَلَم اقُلْه . » « محققاً دروغ‌سازان عليه من بسيار شده‌اند و زيادتر هم مىشوند . پس هر كه بر من دروغى جعل كند ، جايگاهى پر از آتش خواهد داشت . پس اگر حديثى از من نقل شود كه موافق كتاب‌اللَّه و سنّت قطعيّه‌ى من است ، من آن را گفته‌ام و اگر حديثى نقل شود