اليَومِ فَما وجب فى نَظيرِهِ إذا كانَ نَظيرُهُ مِثْلَهُ لا فَرْقَ بَيْنَهما »
فضل بن شاذان مىگويد : از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : همانا كوتاه كردن نماز در هشت فرسنگ واجب شده نه كمتر و نه بيشتر از آن . زيرا همانا هشت فرسنگ يك روز راه براى عموم مردم و قافلههاست . از اين رو قصر ( كوتاهكردن نماز ) در يك روز راه واجب است و اگر در يك روز راه واجب نمىشد ، در هزار سال راه نيز واجب نمىگشت ، و اين به علت اين است كه هر روزى مانند روز بعد از اين روز است پس اگر در اين روز واجب نشود در همانند آن نيز واجب نيست . چون نظير هر چيز مثل اوست و فرقى بين آنها نيست . »
در مكتب انفصال از قرآن حداقل بايد به اين حديث و مانندش رجوع كنند كه صريح است در قصر صلاة در يك روز راه . در خبر فضل بن شاذان به روشنى ديديم كه اصولًا هشت فرسنگ ، مبناى سفر قصر و افطار نيست ، بلكه مبناى اصلى كوتاهى نماز - طبق حديث مذكور - يك روز راه ذكر شده كه اگر در يك روز قصر نشود در هزار سال هم نمىشود زيرا روزها با هم يكسانند . بنابرايندر صورت مراجعه نكردن به قرآن ، مبناى قصر نماز در حديث ، يك روز راه و فرع متغيّر آن هشت فرسنگ است ، و با مراجعهى به قرآن كريم و عرض اين حديث به آيه مباركه ( 101 سورهى نساء ) كه در ذيل آيه شريفه خوف را ملاك و ميزان قصر صلوة دانسته معلوم مىشود كه اين حديث كلًا از امام عليه السلام صادر نشده است ، چون محال است امام معصوم خلاف نصّ قرآن كريم يا ظاهر مستقر قرآن سخنى بفرمايند .
ولى فقهايى كه در مكتب انفصال سير مىكنند بدون استناد به قرآن ، با چنين احاديثى مواجه مىشوند و چون محك متقنى در دسترس ندارند در نهايت به اين بنبست علمى مىرسند كه كدام حديث صحيح و كدام حديث جعلى است و لذا بالاجبار متوسل به اجماعات و شهرتها و علم رجال مىشوند كه آنها هم مملو از تناقضات و تضادها است ، و حتى با ديدن احاديث متعارض و اقوال متناقض ، باز هم از روش سنّتى خودشان دست برنداشته و هنگامى كه به قرآن مىرسند ، يا توجه نمىكنند و يا اگر در هر بُعدى از ابعادبرخلاف نظر اجماعى ، فقهى ، فلسفى ، كلامى و . . . ايشان باشد ، آن را به گونهاى ناشايست به كنارى رانده و مىگويند : ما قرآن را نمىفهميم و تنها با كمك احاديث آيات رامتوجه مىشويم ، پس آنچه احاديث بگويند ، اصل كار ماست . مىبينيم كه حتى
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٦١