تعداد ركعات نمازهاى واجب روزانه كه اگرچه قرآن پيرامون آن ، نفى يا اثباتى ننموده و فقط مبناى وجوب نماز و مانند آن را بيان فرموده ، ولى ما بايد در مورد كيفيت و كميّت و چگونگى انجام آن به سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله مراجعه كنيم ، و چنانكه ذكر شد پيامبرگرامى نيز اين مطالب و مشابه آن را نيزاز خود قرآن اتخاذ كردهاند . « 1 »
( ب ) مسائلى كه حتى مبناى آن هم در قرآن نيست ، مثل تاريخ ولادت يا شهادت ائمه عليهم السلام و مسائلى از اين قبيل همچون روايات و احاديثى كه در باب خواصّ ميوهجات و اغذيه و ادويه وارد شده ، يا در باب چگونگى روابط زناشويى ، و يا دربارهى معالجهى بعضى بيمارىها و . . . در صورت تواتر يا تظافرِ صحيح پذيرفته مىشوند ، مانند تاريخ شهادت حضرت امام حسين عليه السلام كه به تواتر قطعى در روز دهم محرم الحرام يعنى عاشوراء واقع شده . اما اگر تواترى علمآور نداشتيم ، اگر اين احاديث چه مربوط به علوم پزشكى يا هر زمينهاى ديگر ، چنانچه با علم و تجربه بشرى صحت آنها ثابت شود از باب پيشگويىهاى اولياء خدا و ائمه معصومين عليه السلام و معجزه علمى آنها مورد موافق را مىپذيريم و اگر صحت و سقم مطلب روشن نبود چون در قرآن نفى و اثباتى پيرامون آنها وجود ندارد ، در قبول يا ردّ آنها توقف مىكنيم تا زمانى كه با علوم تجربى قطعى ، اثبات يا نفى آنها ثابت گردد ، و يا با ظهور حضرت مهدى ( عج ) مورد رد يا قبول آن حضرت قرارگيرد .
3 - راه صحيح تفسير قرآن ، در اين است كه مفسر بدون مفروضات برونى و تنها با
هامش
( 1 ) - توضيح اين مطلب اين است كه قرآن كريم بنا ندارد تمامى فروعات و ريزه كارىهاى علمى كه اصولشان را در قرآن كريم نازل فرموده و همچنين ضروريات دينى را نيز همانند غير ضروريات بيان كند به عنوان مثال همان تعداد ركعات نماز كه در متن اشاره شد - وقتى آيات شريفه وجوب اقامه نماز به رسولاللَّه صلى الله عليه و آله نازل شده و همگان از زن و مرد و كوچك و بزرگ به استثناى صبيان و مجانين موظّف و مكّلف به انجام نماز شدند - و رسول گرامى نيز فرمودند « صَلّوا كما رايتمونى اصّلى » و همگان طبق فرمان رسولاللَّه صلى الله عليه و آله اقامه نماز نمودند قهراً انجام چنين عبادت همگانى از همان ابتدا نزول آيه جزو ضروريات دينى شمرده شد . و به عنوان سنت ثابته مستفاد از رموز قرآن كريم توسط رسول اعظم تثبيت و مستقر گرديد - بنابراين اگر تعداد ركعات در قرآن كريم ذكر مىشد ، جاى اشكال و توضيح واضحات قلمداد مىشد . قرآن كريم از طرفى بفرمايد « واطيعو الرسول » از طرفى هم تمامى اصول و فروع و كيفيتها و كميتها را خود بيان فرمايد - در اين صورت جايى براى اطيعو الرسول به عنوان سنت باقى نمىماند . از طرفى اگر بنابود مطالبى كه به عنوان سنت در اسلام به اثبات رسيده و سنته قطعيه نام گرفته در متن قرآن كريم وارد شود حجم قرآن كريم دهها برابر اين قرآن موجود مىگشت . ( خادمالقرآن )