فوايد آنها دلالت مىكنند . براى مثال ، « ترازو » را در نظر بگيريد . مهم نيست كه آن ترازو از چه ساخته شده و به چه نحو كار مىكند . [ كافى است كار توزين را انجام دهد تا ترازو خوانده شود ] . مطابق رأى طباطبايى ، توجه به اين معنا زمينهاى را فراهم مىكند تا بتوانيم الفاظى نظير « الميزان » ، لوح ، عرش و غيره را در قرآن دريابيم و خطاى متكلمان و محدثان سطحىنگر را تكرار نكنيم . پس نتيجه مىگيريم : مفسران در طول تاريخ صادقانه كوشيدهاند تا تفسير قرآن را از انديشههاى بيرونى بپيرايند ، اما اين تلاشها به اين نتيجه مهم انجاميد : [ كه اين كار ناممكناست ] و حضور اين انديشهها در فرآيند تفسير ، هم عملًا و هم به لحاظ معرفت شناختى اجتنابناپذير است . [ كيان / 38 / ص 4 - 6 ]
آيةاللَّه صادقى : جواب از اين مقوله نيز به اين است كه عرض كنيم : تفسير به رأى بر دو نوع است اما راه صحيح تفسير قرآن كريم فقط يك نوع است .
1 - تفسير به رأى ، يا تحميل بر خلاف نصّ « 1 » يا تحميل بر خلاف ظاهر « 2 » مستقرّ قرآن كريم است ، كه بدترين تفسير به رأى است . در اين نوع تفسير ، تحميلگر ، افكار و مقاصد از پيش تعيين شدهاى را در ذهن خويش آماده ساخته و هنگام استدلال براى تحكيم پندارهاى خود آيات را بهگونهاى مطابق ميل خويش انتخاب و مورد مدّعاى خويش قرار مىدهد .
كانت و لاپلاس و بوفون آلمانى فرض كرده بودند ، كه زمين از خورشيد جدا شده است اما بعدها نقض علمى اين فرضيّه و تخيّل آنها ثابت شد ، قرآن نيز كه نسبت به زمان ما حدود 1420 سال پيش نازل شده ، در آياتى آورده است كه تولّد زمين از خورشيد نبوده است . مثلًا در آيهى سىام سورهى انبياء : « أَوَلَم يَرَ الّذين كَفَرُوا انَّ السَّمواتِ والارضِ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما » آيا و - همچنين - نديدند كسانى كه كافر شدند ، كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودهاند ، پس ما آن دو را از هم جدا كرديم ؟ طنطاوى بر
هامش
( 1 ) - نَصّ يعنى : دلالت قطعى صددرصدى كه هيچگونه احتمال خلاف در مدلول لفظ نيست مانند - حُرِّمَكُتِبَ - وَجَبَ و امثال اينها
( 2 ) - ظاهر مستقر يعنى : دلالت آشكار و واضحى كه احتمال خلاف در مدلول لفظ مورد اعتنا نيست مانند اوامر و نواهى كه امر از ناحيه مولا ظهور در وجوب و نهى از ناحيه او ظهور در حرمت را دارد لكن احتمال خلاف - بدون قرينه - لايعتنابه است . ( خادمالقرآن )