تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
معيار اصيل قرآن ، شوراى شايسته‌ى قرآنى تشكيل دهند تا با افكار تبلور يافته ، احتمال خطاها و اشتباهات را هر چه كمتر و كمتر نموده تا انشاءاللَّه به حدّ صفر برسانند ، و هر چه خطا كمتر شود به صراط مستقيم نزديك‌تر خواهند شد : « و أمرهم شورى بينهم » ( شورى / 38 ) دو امر در آيه‌ى شريفه مورد سفارش است : يك امر فردى و يك امر اجتماعى . امر فردى خطاب به همه مردم است در امور شخصى خودشان ، و امر اجتماعى خطاب به واليان مردم است در اداره‌ى امور خود و اجتماعشان : مذهبى ، سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى و . . . بر مبناى قرآن و تخصص در موضوعى كه مشورت مىكنند ، اگر مردم و اداره كنندگان مردم ، بر يك اساس امور خود را اداره كنند ، كثرت‌ها به وحدت خواهد گراييد ، به همين سبب بايد از انسان‌ها خواست تا در « سبل السلام » و در نهايت در صراط مستقيم قرآن قدم بگذارند و از انواع راه‌هاى انحرافى بپرهيزند و اجتناب نمايند . از عالمان هم بايد خواست تا از تفسير به رأى خصوصاً در مورد قرآن مظلوم دورى گزينند و تنها با ابزارهاى درونى به معارف قرآنى دسترسى يابند و در اين راه همواره كوشش كنند تا به تبلور علمى و تكامل بيشترى برسند . كثرت در تكامل غيرمتضادّ صحيح « 1 » است ، اما كثرت در اختلاف و كثرت در تناقض و راه‌هاى مختلف گر چه موجود است لكن كارى است غلط و نادرست . كثرت اول ناگزير و ممدوح است : « كثرت درجاتى » اما كثرت دوّم و سوم مذموم و ناپسند است . چنان‌كه وحدت در راه باطل ، محال است ، همين‌طور كثرت و اختلاف در حق نيز محال است ، چون حقّ مطلق است ، و اگر كثرتى متضادّ پيرامون آن پديد آيد ، حتماً با باطلى عجين شده است ، و گرنه كثرت تكاملى برحسب درجات مكلفان ، همان سبل السلام يا راه‌هاى سالم و سلامت و مراتب هدايت است . « وَلَوشاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ امَّةً واحِدَةً وَ لايَزالُونَ مُختَلِفينَ الَّا مَن رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُم » ( هود / 119 - 118 ) و اگر [ برفرض محال ] پروردگارت مىخواست ، حتماً مردم را امت واحد قرار مىداد [ كه
هامش
( 1 ) - اصولًا خلقت بشر براى تعالى و تكامل و معرفت‌يابى است و اين اصلى است كه مورد قبول همگان نيز هست بنابراين تكامل و تبلور در معرفت هرگز به معناى كثرت نيست ، بلكه درجاتى است متكامل . ( خادم‌القرآن )