تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
واحديعنى صراط مستقيم ربانى در طول تاريخ با ناحق‌ها و جهل‌ها مخلوط شده ، به ظاهر به كثرت راه تبديل شده است . اصولًا خويشاوندى و سازگارى حق و باطل با يكديگر قابل تصور نيست ، زيرا باطل‌ها هم با يكديگر سازگار نيستند تا حق مخلوط شده به باطل ، با حق مخلوط شده به باطل ديگرى سازگارى داشته باشد . بنابراين باطل‌هاى التقاط يافته و مخلوط هم هرگز سر همسازى ندارند و حقّ آميخته با هر يك از آن‌ها نيز همين حكم را دارا مىباشد بنابراين باطل‌ها هستند كه به ناسازى و تضّاد مىرسند و به دليل عدم تساوى ذاتى باطل‌هاى مشوب ، به نابرابرى و بىعدالتى كشيده مىشوند . حقِّ مطلق ، چندگانگى ندارد ، بلكه يگانه است و الگوهاى چندگانه‌ى متضادّ و در عين حال برابر نمىپذيرد . حق مطلق يكى است و حقّ مخلوط با باطل بىشمار ؛ كه سالك بايد حق را از ناحق پاكسازى و تنقيح نمايد . « 1 » و اين مهم در درجه‌ى اول بر عهده‌ى عالمان و رهبران دينى است كه وجود انحرافات و كژىهاى موجود در جوامع بشرى را اذعان كنند تا بر محور و محك اصيل قرآنى بدون مفروضات باطلِ واهى و خرافى ، به تفسير واحد عالى و متعالى دست يابند و حتماً پس از ردّ و طرد مفروضات باطلِ غير قرآنى ، مىتوانند به اين امر واحد برسند . اگر هم احتمال خطايى وجود داشته باشد ، بسيار كم‌رنگ خواهد بود كه براى رفع اين خطاهاى ناچيز هم ، وظيفه‌ى دوّم عالمان و رهبران دينىِ كلّ عالم و بالاخص علماى اسلام است كه بر مبناى محك و
هامش
( 1 ) - چنان‌كه اميرمؤمنان على عليه السلام التقاط حقّ و باطل را علّت و منشأ هر نوع فتنه در جوامع مىدانند ، آن حضرت مىفرمايد : « انَّمَابَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ ، وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ ، يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ . . . الخ » . حضرت مىفرمايند : همانا منشاء و سرآغاز وقوعِ ( همه‌ى ) فتنه‌ها ( در عالم ) هواهاى نفسانى است كه پيروى مىگردد ، و ( نيز ) احكام و فرامينى است كه نوع‌آورى و بدعت گذارى مىشود ، كه ( در تمام آن‌ها ) مخالفت ، ( صريح ) كتاب خدا ، ( آشكار و هويدا ) است و ( از طرف ديگر ) گروهى از مردمان ، ( با همين انحرافات ياد شده ) با گروهى ديگر در اين جريان ، به ناحق و بر خلاف دين خدا هم‌ديگر را مساعدت و يارى مىكنند ، و چنان‌چه باطل از آميختن با حق خلاص مىشد ( هرگز ) حق و حقيقت بر شكّاكان پوشيده نمىماند و اگر حق و حقيقت هم از پوشش و اشتباهِ با باطل خلاص مىشد ، زبان‌هاى معاندان در مقابل حق بريده مىشد و لكن ( گرفتارى اين‌جا است كه ) مقدارى از حق و مقدارى از باطل را گرفته و به هم مىآميزند ( تا بدين وسيله عباد خدا را گمراه نمايند ) آنجا است كه شيطان بر دوستانش چيره مىگردد ، و تنها آنان كه از ناحيه‌ى خداوند تبارك و تعالى براى آن‌ها نيكى و رحمت در نظر گرفته شده نجات يافته مىباشند . نهج‌البلاغه خطبه‌ى 50 ( خادم‌القرآن )