تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و يُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمات الى النُّورِ و يهديهم الى صِراطٍ مُستقيم » ( مائده / 16 ) . خدا به وسيله‌ى او [ قرآن و محمّد صلى الله عليه و آله ] كسانى را كه از خشنوديش پيروى كردند ، به راه‌هاى سلامتى رهنمون مىكند و [ در نهايت ] به راه مستقيم رهبريشان مىنمايد . سُبُل رحمانى يا سُبُل السلام ، غايت هدايت و هدف نيست ، بلكه تنها به عنوان مقدمه‌اى در هدايت به صراط مستقيم است ، سبل شيطانى نيز مقدمه‌اى براى هدايت به سوى ضلالت و گمراهى است و سبل السلام همان راه‌هاى سالم متكامل به سوى صراط مستقيم است : « يهديهم الى صراطٍ مستقيم » 3 - صراط مستقيم : « صراط الذين انعمت عليهم » است كه ما موظف هستيم خود را از كل « سبل شيطانى » دور نگه‌داشته و پس از پيمودن « سبل السلام » در صراط مستقيم الهى قرار بگيريم . « صراط مستقيم » همان نقطه‌ى مستقيم ميان بنده و خداست ، و ( سبل السلام ) تمامى راه‌هاى تكاملى غيرمتضادّ اعم از مستقيم و منحنى ، دور يا نزديك است كه باطى مراحلى مقدماتى ، از دورى و انحناء به صراط مستقيم الهى برمىگردد ، مثلًا اگر كسى سال‌ها در ادبيات زبان عربى تحقيق كرده ، در سبل السلام يا مقدمات اوليه‌ى درك قرآنىگام برداشته است و با دقت و تدبّر در خود قرآن مىتواند به صراط ادبيات قرآنى دست يابد ، ولى اگر بخواهد اقوال ادبى و اكتسابى خود را بر قرآن تحميل كند ، در راهى باطل و سبل شيطانى گام نهاده ، و سبل شيطانى يا انسان را از راه مستقيم الهى دور مىكند كه « المغضوب عليهم » شامل حال او مىشود و يا گم كرده‌ى راه خدا مىگردد ، كه ( الضّالين ) شامل حالش مىشود . يا مثلًا كسى كه كل احاديث منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه : را بررسى مىكند ، در سبل السلام قدم برداشته است . چنين شخصى اگر صحيح و سقيم احاديث را برمبناى قرآن پيدا كند ، از سبل السلام به صراط مستقيم رسيده است ، اما اگر بخواهد حديث يا احاديثى مخالف قرآن را بر قرآن تحميل كند ، از سبل السلام به سبل الشيطان سقوط كرده است . صراط در ( 45 آيه ) از قرآن آمده و در ( 33 آيه ) با صفت « مستقيم » وصف گرديده است و در 3 آيه يا صفت حميد و در يك آيه هم براى دوزخيان با صفت جحيم « فَاهْدُوهُم