تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ديگر از قرآن نيز سخنان درستى از شيطان ديده مىشود ، مثلًا « سوره‌ى ابراهيم آيه 22 » : « وَ قالَ الشَّيطانُ لَمَّا قُضِىَ الامْرُ انَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِىَ عَلَيْكُمْ مِن سُلْطانٍ الَّا أَنْ دَعَوتُكُم فاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا انْفُسَكُمْ ما انَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما انْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ انّى كَفَرْتُ بِما اشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ انَّ الظّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ اليم . » « و ( هنگامى كه كار عالم تكليف به پايان رسيد ) شيطان گفت : همواره خدا به شما وعده‌ى حق داد و من هم به شما وعده دادم پس مخالفت كردم . و براى من هرگز سلطه‌اى بر شما نبود به جز آن كه شما را دعوت كردم پس مرا اجابت كرديد . پس مرا سرزنش نكنيد و خود را سرزنش كنيد ، و من فريادرس شما نيستم و شما هم فريادرس من نيستيد ، من همواره به آن‌چه شما به من شرك ورزيديد كافر شدم محققاً ستمكاران برايشان عذابى دردناك است . » اين سخنان شيطان ، يعنى اقرارش به صراط واحد مستقيم و اقرار به وسوسه‌ى واغواىِ مكلفان ، مطالب حقى است كه خداى تعالى در قرآن كريم به ما خبر داده است كه در قيامت جناب شيطان رجيم اين مطالب را بيان خواهد كرد ، و اين دليل است كه صراط واحد شيطانى نداريم ، آن‌چه هست سُبُل شيطانى است چون صراط واحد ، راهى است يك‌دست و يكسان و در كل جهان به عنوان باطِلِ مطلق و يك‌دست نداريم ، « 1 » به هر حال شيطان ، نيز صراط واحد مستقيم الهى را پذيرفته است ، و او نيز مىداند كه صراط واحد است ، تعدّد ندارد . پروردگار متعال نيز طبق آياتى صراط را واحد معرفى فرموده و تعبير به صراط مستقيم نموده است ، بنابراين اگر كسى بگويد راه هدايت ، يك راه واحد مستقيم نيست ، بلكه راه‌هاى مختلف و متوازى است ، چه حكمى دارد ؟ ! 2 - اما سبل رحمانى راه‌هاى گوناگون به سوى خداست و مقدمه‌اى براى راهيان راه خداست كه منتهى به صراط مستقيم مىشود : « يَهدى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ
هامش
( 1 ) - راه‌هاى شيطانى كه از آن در قرآن كريم با تعبير سُبُل ياد شده - ولاتتبّع السبل - اباطيلى است كه بالاترنيش خود شيطان است . ايشان با وسوسه‌ها و نيرنگ‌هايش اباطيلش را با اندكى حق با هم مىآميزد تا از اين راه در حد توانش عباد خدا را گمراه يا بىراه نمايد و چنان‌چه حق و باطل را خلط نكند ، هرگز قادر به اغواى مومنين نمىگردد . به عنوان مثال در قضيّه حضرت آدم عليه اسلام و حوّا كه در جاى جاى قرآن كريم با تعابير مختلف بيان شده است از جمله در ( سوره‌ى اعراف آيه 21 ) مىفرمايد : « وقاسمهما انّى لكما لمن النا صحين » بعد مىفرمايد : « فدليهمابغرورٍ » يعنى با قسم و مكرو نيرنگ آن‌ها را فريب داد ، تفصيل آن رابه ( سوره‌ى اعراف آيات مربوط مراجعه فرماييد . ( خادم‌القرآن )