انحراف و اعوجاج و گمراهى به مقصد واقعى مىرساند ، و اين معنا به قدرى روشن و واضح است كه هرگز در آن كوچكترين ترديدى وجود ندارد . پس بايد در خود صراط مستقيم يا در راهى كه به آن مىانجامد قدم گذاريم ، صراط مستقيم بهطور صد درصد مخصوص شخص رسولاللَّه و ائمه معصومين عليهم السلام است . ما هم كوشش و كاوش مىكنيم كه به وسيلهى دورشدن از سُبُل و حجابهاى شيطانى ، خود را به صراط واحد نزديك و نزديكتر كنيم تا از اين كثرتها انشاءاللَّه به وحدت كلمه برسيم ، و ما بحول و قوهى الهى در آن راه مستقيم قرار گيريم . در قرآن كريم صراطهاى مستقيم نداريم ، بلكه در تعبير راههاى تفرقه افكن خداى تعالى لغت ( سُبُل ) را استعمال فرموده : « انَّ هذا صِراطى مُستقيماً فاتَّبِعُوهُ و لا تَتَّبِعُوا السُّبلَ فَتَفَرَقَ بكم عن سَبيلِه » ( انعام / 153 ) يعنى اين صراط مستقيم من است ، پس آن را پيروى كنيد و از راههاى ديگر پيروى نكنيد كه شما را از راه [ مستقيم ] من جدا مىسازد .
امر از طرف حضرت حق سبحانه و تعالى به امور ممكن تعلق مىگيرد و هرگز امورى كه غير ممكن و محال باشند ، مورد امر و نهى واقع نمىگردند . لذا طبق امر و نهى آيهى شريفه « فاتبعوه و لا تتبعوا السبل » امر شده كه از صراط واحد مستقيم تبعيت كنيد و از انواع مختلف سُبُل پيروى نكنيد . پس هم سُبُل شيطانى را بايد كنار گذاشت و هم سُبُل رحمانى پيش از صراط مستقيم را . « 1 » به هر حال ما سه راه بيشتر نداريم :
1 - سُبُل شيطانى كه راههاى گوناگون شيطانى به سوى گمراهى است ، حتى صراط واحد شيطانى به سوى ضلالت و گمراهى نداريم ، بلكه سبل شيطانى است كه بايد از آنها دورى كرد ، زيرا گرچه همهى راههاى شيطانى بيراهه است ، ولى اندكى نيز با حق مخلوط شده است كه آن نيز براى فريبدادن مردم است . مثلًا خود شيطان نيز وحدت صراط هدايت را قبول دارد و اقرار كرده است كه : « قال فبما أغويتنى لأقعُدَنَّ صراطَكَ المُستقيم » ( اعراف / 16 ) قطعاً مىنشينم بر سر صراط واحد مستقيم تو چنانكه در آياتى
هامش
( 1 ) - واضحتر اين كه خداى تعالى امر فرموده كه ما از سُبُل رحمانى گذر نماييم و آنها را پشت سرگذاريم ، و از سبل شيطانى نيز جداً دورى نماييم تا بدين وسيله به صراط مستقيم « مأموربه » الهى برسيم و جامعه را نيز به اين راه هدايت و ارشاد نماييم . ( خادمالقرآن )