تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
فايده‌اى دارد و به چه كار آيد ؟ اگر كسانى نتوانستند يا نمىتوانند به حقيقت شريعت الهى كه سرشار از فضل و فيض و كمال است ، برسند ، تقصير و كوتاهى از خودشان است كه اين همه افكار و عقايد منحرف و حجاب‌هاى ظلمت را كنار نمىزنند تا به نور مطلق برسند ، « 1 » كافى است غبارهاى مفروضات ذهنى را پاك كنيم تا سيماى شفاف و زلال نور هدايت را در صراط مستقيم واحد بنگريم . انسان‌هاى كامل و مطلق بسيارى داريم كه انبياء و معصومان مخلص الهى عليهم السلام هستند و اين‌ها همه به‌طور تام الگوى انسان‌هاى ديگرند و همگان از معصومان الهى عليهم السلام و ديگران مأموريم كه در يك صراط واحد قدم برداريم . زيرا پيامبر اسلام و ائمه عليهم السلام و همه‌ى مسلمين در قرآن و نماز خوانده و مىخوانيم : « اهدناالصراط المستقيم » ما را به راه مستقيم هدايت فرما - و نيز - « الطُّرُقُ الىاللَّهِ بِعَدَدِ أنفاسِ الخَلائِق » به وسيله « اهدنا » پاسخ داده مىشوند كه كل انفاس خلائق در يك راه بايد قدم بردارند تا هدايت شوند ، و معنى عدد انفاس خلائق را مىتوان اين‌گونه توجيه كرد كه هر كس خودش بايد با استمداد الهى اين راه را پيدا كند و خود بايد اين راه را بپيمايد . خداى تعالى نفرمود : « صُرُط : كه به معنى صراطهاباشد ) ، بلكه صراط فرموده و در مفردات راغب نيز صراط را معنا فرموده : « الصّراطُ : الطّريق المستقيم » . به‌طور كلى معناى صراط در لغت از « صَرَط الطعام » است ، يعنى گلويى كه بى هيچ انحرافى غذا را مىبلعد . صراط نيز راهى است كه پوينده ، آن را مىپيمايد و آن راه نيز پوينده را بى هيچ
هامش
( 1 ) - بايد توجه داشت كه آن‌چه حق است ، قال و قيل ندارد ، اين قال و قيلات موجود زاييده جهل و جهالت و نادانى بشر است علم‌اليقين و حق‌اليقين - قال و قيل بردار نيست . چه‌گونه مىشود انسان مغزش را پر از اقاويل مختلفه و متضاده كند - حق و باطل را در ذهن خود جمع كرده و با خود حمل نمايد ، آن وقت توّقع داشته باشد با اين كوله‌بار ظلمت‌ها و ضلالت‌ها و سرگردانىها به نور هدايت و صراط مستقيم الهى برسد - حاشا و كلّا - تا انسان اين تخيلات ظلمانى و اين مفروضات صناعى را از گردونه افكار خود بيرون نريزد هرگز ظرف وجودى او قابليت پذيرش نور را نخواهد داشت . زيرا نور و ظلمت محال است در يك‌جا جمع شوند - نور و ظلمت - از اضداد و جوديّه هستند ، نور آمد ظلمت مىرود ، ظلمت آمد نور مىرود - علم و جهل همين‌طور - ايمان و كفر هكذا و . . . بنابراين هرگز نور را نمىتوان در وادى ظلمت و زير حجاب‌هاى ظلمانى جستجو كرد ، بايد حجاب‌ها و ظلمت‌ها را رها كنيم تا ظرف وجودى ما قابليت دريافت نور را پيدا كند ، سپس با عجزوانابه و زارى دست گدايى به در خانه قرآن كريم دراز كنيم و از قرآن طلب نور نماييم‌كه يهدى من يشاء الى صراطٍ مستقيم . آيا صراط مستقيم - پلوراليسم ، كثرت و تكثرات موجود است ؟ ( لااله‌الا هو فانّى توفكون ) . ( خادم‌القرآن )