تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

18 صراطهاى مستقيم

دكتر سروش : اين نكته را بايد به گوش جان شنيد و تصوير و منظر را بايد عوض كرد و به جاى آن كه جهان را واجد يك خط راست و صدها خط كج و شكسته ببينيم ، بايد آن رامجموعه‌اى از خطوط راست ديد كه تقاطع‌ها و توازىها و تطابق‌هايى با هم پيدا مىكنند : بلكه حقيقت در حقيقت غرقه شد . و آيا اين كه قرآن پيامبران را بر صراطى مستقيم « صراطٍ مستقيم » يعنى يكى از راه‌هاى راست نه تنها صراط مستقيم ( الصراط المستقيم ) مىداند ، به همين معنا نيست ؟ كسى كه مىداند دوستش يك ميليون تومان پول دارد ، اما نمىداند كه آن را وام كرده است هم دانسته‌اش حق است ، هم تصويرش از ثروت آن دوست ، غيرعينى و غيرواقعى است . براى آن كه هندسه معرفت وفادار به واقعيت باشد ، بايد همه‌ى اين‌ها حقيقت‌هاى مربوطه را واجد باشد در غيراين صورت ، خائن به واقعيت خواهد بود . به عبارت ديگر اگر ساختار واقعيت ساده بود و اگر جهان هستى ، پر رمز و راز نبود . . آن‌گاه هدايت و ضلالت و حق و باطل ، به آسانى از هم تمايز مىيافتند و تولد فرقه‌هاى گونه‌گون معقول و مقبول نمىنمود . [ كيان / 36 / ص 10 ]