تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
گوناگون و گاه متضادّ است و يكديگر را همواره تخطئه كرده‌اند و خواهند كرد و ما اين واقيعت را انكار نمىكنيم ، اما اين خود نوعى داورى است كه بگوييد راه وحدتى وجود ندارد و نمىتوان به يك تئورى واحد رسيد يا اين كه احكام دين مثلًا به مرور زمان تغيير پذيرند . اين قضاوت‌ها پذيرفته نيست و معرفت شناس و حتى فقهاى سنتى حق ندارند و حرام است درباره قرآن اظهار نظر نمايند ، چراكه دانش قرآنى ندارند و اگر هم اطلاعاتى جزئى كسب كرده باشند ، با پيش‌فرض‌هايى است كه بر قرآن مقدم داشته‌اند ، اعم از روايات ، رجال ، مبانى عقلانى و . . . كه باعث نتيجه‌گيرىهاى تحميلى بر قرآن شريف شده است ، از جمله اين‌كه مىگويند : قرآن را نمىشود فهميد مگر با كمك روايات ، قرآن را نمىشود فهميد مگر با پيش‌فرض‌هاى برونى ، تهمت ظنىالدلالة بودن ، صامت ، بودن و . . . تمام اين داورىها و قضاوت‌ها درباره‌ى دين ، به علت عدم آشنايى ايشان با وحى ربانى و تحميل پيش‌فرض‌هاى برونى است . اينان « 1 » بايستى كل اقوال و افكار خود را بر كتاب خدا عرضه كنند ؛ چنان‌كه امام صادق عليه السلام به يكى از اصحاب خود فرمودند : « إعرِض نفسَك على كتابِ اللَّه » و پس از عرضه‌ى مطلق خود به كتاب‌اللَّه ، هيچ تقدمى هم براى افكار خود قايل نباشند و قرآن را تنها با ابزارهاى درونى خود قرآن بفهمند ، آن‌گاه حتماً مىتوان به وحدت نظر و وحدت فتوا رسيد و قرآن نيز چنين وحدتى را خواستار است . چنان كه مىفرمايد : « واعتصموا بحبل اللَّه جميعاً و لا تفرقوا » « 2 » اگر در تاريخ هر
هامش
( 1 ) - البته اگر بخواهند قرآن را بياموزند ابتداءً بايد از اكثر علومى كه آموخته‌اند توبه كنند ، از خداى تعالى عذر تقصير بخواهند بعد از آن شروع كنند از ابتدا تقريباً مدت ده سالى مشغول فراگيرى ، معانى الفاظ ، لغات ، مبانى و علوم قرآن كريم شوند و علوم خويش را بر مبناى قرآن بنا كنند . در قرآن تدبر كنند به جاى قول اين و آن - قال‌اللَّه و قال رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله بگويند - و تمام گفته‌ها و اقوال و نظرات خود و رفقاى خود را عرض به قرآن كريم كنند تا صحيح و سقيم را بفهمند و الا همين‌طور در گرداب اقاويل سرگردان خواهند ماند . ( خادم‌القرآن ) ( 2 ) 2 - و چنان‌چه به مطالبى كه گفته شد عمل شود و مسلمين يك دل و يك جهت به سوى قرآن بشتابندجايى براى خود نمايىِ اين مطالب نمىماند ، ديگر اختلافى ندارند تا به قول آقاى سروش : معرفت شناسى پيدا شود و خود را در مقابل چهره‌هاى گوناگون معرفت از شريعت ببيند و به خارج مخابره و اعلان نمايد و اصولًا معرفت شناس حق ندارد ، در رابطه با شريعت خود را وارد معركه آراء و نظرات مختلفه بكند او بايد بداند كه آراء حق و باطل ، صحيح و سقيم ، درست و نادرست ، در شريعت معرفت نيست . آن‌چه معرفت است ، ما يطابق الواقع است و در هر بُعدى و مرحله‌اى هم مايطابق الواقع يكى بيش نيست ، چون واقعيّت يكى است و بقيه كلًا باطل است . بنابراين چگونه شما مىفرماييد معرفت شناس خود را با دوگونه يا بيشتر از فهم دين و معرفت دينى روبه‌رو مىبيند ، او نبايد به خود اجازه بدهد كه فهم خود را درگير ندانم كارىها يا كج فهمىهاى ديگران نمايد و چنان‌چه همان معرفت شناس هم امورات دينى و مذهبى خودش را به طور صحيح و درست از شريعت قرآن و سنت قطعيه كسب كرده باشد هرگز تعدد معرفت مشاهده نمىكند ، و چنان‌چه ايشان به جاى كلمه معرفت شناس‌اقاويل شناس مىفرمودند بهتر بود - زيرا معرفت و عرفان يعنى شناخت صحيح از دين و شريعت ربّانى ، فلذا خودش مىداند كه عرفان يكى بيشتر نيست ، تعدد ندارد و ما نيز مكلف به همان عرفان واحد هستيم . ( خادم‌القرآن )