شريعت و فهم صحيح از شريعت هيچ تفاوتى در حقانيت با هم ندارند و دوگانه نيستند ، يعنى گرچه فهم صحيح از شريعت ، عين شريعت نيست ، لكن بيانگر و نمايانگر صددرصد شريعت است . آيا اگر كسى خود را در آينه ببيند ، خودش را ديده است يا ديوار را ؟ عكس در آينه كاملًا مطابق با خود آن شخص و نمايانگر صددرصد اوست نه مطابق با چيزى ديگر . اگر معناى درك درست ، مطابق بودن با واقع است ، پس همان درك مطابق با واقع شريعت ، حق و ممكن است ، و ساير فهمهايى كه مطابق با واقع نيستند ، نه حقاند ، نه امكان راه يافتن در حقانيت را دارند . خداى متعال شريعت خود را در عالىترين درجه از روشن بيانى به گونهاى نازل فرموده كه مكلفان بتوانند مطابق با آن مفهوم آن را بفهمند و مرادات اصلى ربانّى را دريافت دارند . بنابراين اگر شرعمداران و ديگران با نگرشى مستقيم بدون پيشفرضهاى غلط و با مقدمات درونى متن ، به قرآن تمسك كنند ، شريعت را يافته و حق آن را ادا كردهاند . اما اگر با تحميل و نگرشى باطل به قرآن مراجعه كنند ، نه تنها شريعت را نمىيابند ، بلكه حق آن را نيز ضايع كرده و مىكنند .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٣٤