تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

14 تمايز شريعت و فهم صحيح از شريعت

دكتر سروش : درك ما از شريعت حتى اگر سراپا درست و بىنقص باشد ، باز هم غير از خود شريعت است . وقتى مىگوييم درك درست ، مگر معنايش اين نيست كه دركى است مطابق با واقع ؟ پس واقعيتى هست و دركى و اين درك با آن واقعيت منطبق است . پس هيچ‌گاه لازمه‌ى جدا كردن شريعت و فهم از شريعت ، اين نيست كه هر فهمى درست باشد و يا فهم صحيح از شريعت ، ممكن نباشد ، چراكه فهم صحيح از شريعت هم غير از خود شريعت است و الّا لازم مىآيد كه خداوند به تعداد كسانى كه فهم صحيح از شريعت دارند ، شريعت نازل كرده باشد نه‌يك دين اسلام كه ميليون‌ها دين اسلام فرستاده باشد ! . [ قبض و بسط / ص 273 ] آيةاللَّه صادقى : شما موضع خود را روشن كنيد ! بالاخره طالب حق هستيد يا باطل ؟ يا طالب آميختن حق و باطل ؟ شريعت حق است و فهم صحيح از شريعت هم حق است و حق هم چندگانگى ندارد . اگر خداى متعال امر فرموده كه بگوييد : « لا إله الا اللَّه » و شما هم بگوييد : « لا إله الا اللَّه » ، هر دو حق است آيا تفاوتى دارد . خداى تعالى حق را اراده فرموده و شما نيز حق را اطاعت كرده‌ايد و همان را گفته‌ايد كه خدا فرموده است . پس
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 133 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني