تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نصّ اين آيه‌ى شريفه را چگونه توجيه مىكنيد ؟ و ثالثاً شما كه اصالَةُ الروايى هستيد خوش‌بختانه دراين مورد خاص روايات قابل اعتنايى هم عليه آيه نداريم پس چرا چنين فتوايى راداده‌ايد ؟ . « 1 » آيا اين اقوال و مشابه اين حرف‌ها و نظرها را كه مخالف نصّ صريح قرآن و روايات هستند ، بايد جزء معارف دين تلقى كنيم ؟ هرگز ! اگر شما معارف دينى را نمىدانيد چيست ، اقلًا سؤال به فرماييد تا به شما عرض كنيم معارف دينى عبارتند از آن‌چه موافق قرآن و موافق سنّت قطعيه است ، و مخالف اين‌دو منقول از هركه باشد ، مخالف و ضدّ دين و عليه دين است . و چنان‌چه حضرت عالى معارف دينى را كاملًا مىدانيد و مىشناسيد - كه واقعاً هم همين‌طور است - پس به چه منظور خلاف دانسته‌هاى خود سخن مىگوييد و يا مىنويسيد ؟ ؟
هامش
( 1 ) 1 - تنها خبرى كه شيخ طوسى در نهاية و خلاف و ابن‌بابويه در الفقيه نقل كرده‌اند ، مخالف آيه هستند و كل ديگر روايات ، موافق آيه مىباشند