نيست ، زيرا از نظر عقلى و منطقى پيامد اجتماع نقيضين و دستكم اجتماع متضادين را به دنبال دارد ، كه از ريشه باطل است ، بلكه معرفت مجموعهاى است از آراء حق « 1 » و يا مجموعهاى است از آرايى كه بطلانشان ثابت نشده باشد و اگر بطلان رأيى به اثبات رسيد ، بايستى فوراً از گردونهى معرفت خارج شود و هيچ استنادى به آن نشود . ما با مطالعه آراء كلامى ، فقهى ، اصولى و . . . از علماى سلف ، و علماء عصر حاضر تلمبارهايى از ناهماهنگىها و اختلافات عظيمى را در نظرات آنها مشاهده مىكنيم كه وجود اين اختلافات ، به قدرى زياد شده كه كالنار على المنار و انكارناپذير شده است ، اما براى چه كسى گفته همهى اين اقاويل و اباطيل قابل قبول است ؟ شما خود اعتراف داريد كه تعدادى از اين آراء برافتاده و منسوخ شده است ؛ بله ، ما نيز اين نظر شما را قبول داريم و عرض مىكنيم نظر درستى است ، اما اين كه اصرار داريد همهى اين آراء منسوخ و غير منسوخ پارههايى از معرفتاند ، اين حرف شما را نه تنها قبول نمىكنيم بلكه براى ابطالش دهها دليل قاطع داريم ، زيرا مجموعهى متضاد و متناقض ، تنها در مقام گردآورى قابل تصور است ، اما در مقام داورى به اين تصديق خواهيم رسيد كه اين اقوال هرگز قابل جمع شدن نيستند . از نظر قرآن كريم نيز اجتماع حق و باطل مردود است : « و لا تلبسوا الحق بالباطل و تكتموا الحق و انتم تعلمون » ( بقره / 42 ) « يا اهل الكتاب لِمَ تلبسون الحقّ بالباطل و تكتمون الحقّ و أنتم تعلمون » ( آل عمران / 71 ) و در آياتى ديگر ، انزال قرآن و خلقت تكوين را تنها نشانههاى حق دانسته و نه مجموعهاى از نشانههاى حق و باطل : « ذلك بأنّ اللَّه نزّل الكتاب بالحقّ و انّ الذين اخْتَلَفُوا فى الكتاب لفى شقاقٍ بعيد » ( بقره / 176 ) « ما خلقنا السماوات و الارض و ما بينهما الا بالحقّ » ( احقاف / 3 ) « ال » بر سر ( الحق ) براى استغراق و نشانه تمامى حق است كه هيچ باطلى در آن راه ندارد .
هامش
( 1 ) - تكامل در حقايق و واقعيّات را مىتوانيم معرفت بناميم اما تكامل در آراء حق و باطل يا مخلوطى از درستها و نادرستها و سبك و سنگين كردن اقوال متعارضه را هرگز نمىتوانيم معرفت دينى بناميم زيرا معرفت دينى به معناى شناخت صحيح از ناصحيح ، درست از نادرست و حق از باطل است ، نه اين كه فربهى مجموعهاى از اقوال درست و نادرست ، مخالف و متضاد را معرفت بناميم ، نقل و ثبت كج فهمىها ، غلط فهمىها و شركت سهامى در جمع آوردى و چاپ و نشر اشتباه كارىها ، غلط كارىها ، همهى اينها - آيا معرفت دينى است ؟ يا تراكم و تزاحم و تلمبار كردن اقوال اين و آن است ! ! ! . ( خادمالقرآن )