قلهى معارف قرآنى در حركت هستيم . منتهى يكى جلوتر ، يكى عقبتر ، يكى بيشتر و يكى كمتر ، ولى اين بيشترها و كمترها هرگز تضادى ندارند . نور يك نور است ؛ نور كمتر يا نور بيشتر . مثل اين كه بگوييم خورشيد نورانى است . درك انسانهاى عادى از خورشيد همان قدر است كه مىفهمند ، عامل روشنايى روز است و گرمايى هم دارد ، اما دانشمندان هر روز در حال تكامل علم خويش دربارهى خورشيدند . نحوهى واكنشهاى خورشيدى ، درجهى گرماى آن ، استفادهى بهينه از گرما و نورش و . . . اين تكاملها از يك مبدأ و در يك راستا هستند . هيچ كس نگفته خورشيد تاريك است ، يا گرما ندارد . تا تناقض آراء پيش آيد . اين نحو از تكامل غيرمتضادّ قابل قبول و عقلانى است . اما اگر احياناً در علوم بشرى اختلافى روى مىدهد به دليل مطلق نبودن بشر است . مثلًا دربارهى دماى سطح و درون خورشيد اختلاف نظراتى هست . حتى در مورد خود خورشيد ، چگونگى او ، قطر او ، شعاع او ، مساحت ، وزن و عمر او . . . و اينكه آيا رو به زوال است . كى ؟ چه زمان ؟ در همه اين موارد كتب ما پر از نقد و بررسىهاى فراوان است . يا گذشتگان مىگفتند خورشيد به دور زمين مىچرخد . اين اختلافات ، حاصل علم غيرمطلق و ناقص بشرى است و نه مربوط به واقعيت و حقيقت جهان هستى . پس تكامل در علوم بشرى نيز در جايى پذيرفتنى است كه موافق و مطابق با واقعيتهاى خارجى تكوين باشد ، اما آراء باطل پس از اثبات بطلانشان از مجموعهى علم و قوانين علمى بيرون است . آيا هنوز هم كسى مىتواند با استناد به آراء هيئت بطلميوس ، بگويد خورشيد به دور زمين مىچرخد ؟ البته قواعدى در هيئت بطلميوس هست كه قابل قبول است ، اما اساس كارشان در مركزيت زمين نقض و باطل شده است . بالاخره چه در علوم بشرى و چه در علوم دينى ، آنچه موافق و مطابق با واقعيت تكوين و تشريع باشد ، پذيرفتنى و جزء علم و معرفت دينى و تكوينى است و آنچه موافق تكوين و تشريع نباشد ، اولًا باطل است و ثانياً اگر هم بخواهيم جزء معرفت حساب كينم ، جزء معرفت ضدّ دينى و ضدّ تكوينى خواهند بود .
اينكه مىگوييد معرفت ، مجموعهاى تكاملپذير از آراء حق و باطل است ، صحيح
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٢٩