فهم و نطق نكند ، قرآن به اجبار مفاهيم خود را به كسى ارزانى نمىكند . استنطاق و استفسار به معنى طلب نطق و آشكارى خواستن است ، يعنى با سعى و كوشش و تفكر و تعمق ، طلب فهم و طلب معنا خواستن در مطلبى است ، و چنانكه قبلًا نيز توضيح داديم ، قرآن خود مفسر و ناطق خود است . اگر استفسار و استنطاق با دركهاى پيشين همراه گردد ، در فهم نطق و تفسير مطلق قرآن ، حجاب منحرف كننده ايجاد مىكند . ما تنها بايد جوينده و يابنده معانى الفاظ قرآن و تفسير آيات به وسيلهى خود آيات باشيم كه اگر معانى مقصود الفاظ را يافتيم ، قرآن براى ما نطق كرده است ؛ بنابراينهركسى كه مفروضات خود را بيشتر تنقيح كند و معصومانهتر به قرآن بنگرد ، فهم شايستهتر و صحيحترى از قرآن خواهد داشت و مولاى متقيان على عليه السلام كه در بالاترين مقام عصمت و بدون تحميل در قرآن تفكر و تعمق مىكردند ، معانى عميق قرآنى را مىيافتند و قرآن براى حضرتش ناطق و گوياى مطلق بود . اما براى معاويه و يارانش كه حتى در نص و ظاهر مستقر قرآن منحرف و دچار تحميل بودند ، فقط به علت اين كه قابليت و لياقت خود را از دست داده بودند ، قرآن ناطق نبود . لذا اميرمؤمنان به ايشان فرمودند :
« ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق » يعنى شما حتى اگر از قرآن استنطاق كنيد ، براى شما نطق نمىكند ، زيرا شما تحميلگر بر آيات ربانى هستيد ، « و لكن أخبركم عنه . . . » ولى من براى شما از قرآن خبر مىدهم ، زيرا من معصومانه در قرآن نظر كردهام و معانى ظاهر و باطنش را فهميدهام و شما نفهميدهايد ، قرآن براى من سخن مىگويد و براى شما نمىگويد . و اين كلام مولاى متقيان خود نشان مىدهد كه هر كسى كه بر قرآن تحيمل كند و الفاظ و عبارات قرآن را وارونه جلوه دهد در گمراهى است ، زيرا كجروى باعث سلب توفيق است و باعث سلب قابليّتهاى لازم نيز مىگردد . شيعهى مولا امير المؤمنين عليه السلام بايد روشن فهم قرآن را نيز از آن حضرت بياموزد ، كه چگونه حضرت قرآن را استنطاق مىكردند و نطق قرآنى را براى همگان بيان مىفرمودند .
چنانچه به همان روشن عمل شود يقيناً نطق قرآنى گوياست و هدايت و رستگارى را به دنبال دارد « 1 » .
هامش
( 1 ) - اگر كسى واقعاً شيعه مولا اميرالمؤمنين و ائمه معصومين عليهم الصلاة والسلام باشد ، نه تنها قرآن كريم با او نطق مىكند كه بالاتر ، قابليت اين را نيز دارد كه خودش نسخهى ناطق قرآن باشد و در اين مكتب تا كسى واقعاً نسخهى قرآن كريم نشود نبايد او را شيعه ناميد . شيعهى كامل كسى است كه اول شيعهى قرآن باشد بعد از قرآن كريم شيعه رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و بعد از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله شيعه ائمه هدى عليه السلام و الا با يك يا على گفتن و روز عاشورا حسين حسين گفتن نمىشود شيعه بودن كسى را اثبات كرد ، كه دوست اهل بيت غير از شيعه اهل بيت است . ( خادم القرآن )