و علم بشرى و هر عامل برونى ديگر ، هرگز حق ندارد در تفسير مرادات الهى ايدهپردازى كند .
اجتناب ناپذيرى تغيّر و تحوّل فهمها و تجارب دينى و ضرورت تنوع وتكثر ، تنها درفضاى تفسير با عوامل برونى ديده مىشود . در طول اعصار و قرون گذشته به علت همين تفسير با عوامل برونى ، برداشتها و تعريفهاى متفاوتى به وجود آمده و واقعيت انكارناپذيرى را پيش روى ما قرار داده است . اگر ما يك حركت بنيادى و دگرانديش در عالم تفكر دينى بر مبناى بازگشت مجدد به متنالمتون دينى : - قرآن - انجام دهيم و تمامى اقوال مختلف و متضادّ بشرى - اعم از اجماعات ، اطباقات ، شهرتها و حتى ضرورتها و ساير عوامل برونى - را به كنارى بريزيم و پيش خود چنين تصور كنيم كه در زمان شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و در شهرى دور از ايشان به سر مىبريم ، و آيهاى از آيات وحى الهى به ما رسيده است ، آيامفهوم آن آيه را مىفهميم يا نمىفهميم ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله همه جا به دنبال قرآن روان نبود تا آن را بر همهى مردم روشن سازد ، بلكه آيات قرآن هر كجا شنيده مىشد قابل فهم همگان بود و جذب عميق روحى و فطرى و عقلانى باعث كشش و گرايش مردم و درنتيجه گسترش اسلام بود . رمز آن هم نداشتن همين پيشفرضها و نگرش بىشائبه به كلام وحى بود . ما نيز مىتوانيم - و بايد هم بتوانيم - كل نظرات فقهى ، فلسفى ، كلامى ، تفسيرى ، حديثى و . . . را رها سازيم تا بتوانيم به محجوريّت قرآن پايان دهيم . دخالت ديدگاهها و نظرات اجنبى ، حجابى است در فهم كلام وحى و باعث دورى از آن و در نتيجه مهجور واقع شدن قرآن . براى فهم قرآن دو روش مىتوان در نظر گرفت ، يكى اين كه گام به گام به عقب برگرديم و اقوال و نظرات قرآنى و غير قرآنى را كاملًا بررسى كنيم تا به صدر اسلام برسيم . در اين صورت بايد از درون تاريخ عبور كنيم . اما در اين سير صدها خوف و خطر تاريخى كه مملو از افكار و
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٢٤