تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
عقايد مختلفه و متضاده و اخبار گوناگون است وجود دارد بنابراين محال است سالك بتواند از آن به راحتى عبور كند و به مقصود نائل آيد ؟ « 1 » روش ديگرى كه بهترين روش است اين است كه ما فرض كنيم همين الآن ، زمان صدر اسلام است . و ما در محضر خود رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله هستيم و گويى همين حالا آيات قرآن نازل مىشود و به گوش ما مىرسد . اكنون تكليف ما چيست ؟ آيا در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله هم ، اين رجال و آراء و نظرات مختلف ، مطرح بودند يا خير ؟ سؤال ديگر اين كه : اعراب باديه‌نشين و يا در سال‌هاى بعد مردم ايران و ديگران كه آيات قرآن يا ترجمه‌اش را مىشنيدند ، چكار مىكردند ؟ بنابراين نگوييم : قرآن در ظرف زمانىِ 14 قرن قبل نازل شده و بايستى تاريخ را بررسى كنيم تا ببينيم الان چه بايد كرد ، زيرا هرگز به نتيجه‌اى نخواهيم رسيد . بلكه تنها راه صحيح اين است كه بگوييم قرآن براى تمامى زمان‌ها و زمينه‌هاست و مكلّفان در هر زمانى مستقلًا قابليت فهم آن را دارند و براى رسيدن به مرادات و تكاليف الهى غير از خود قرآن به هيچ چيز ديگرى نياز ندارند . براى پاسخ به نداى پيامبر كه فرمود : « يا رَبِّ انَّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجورا » ( فرقان / 30 ) بايد تنها به قرآن و سنّت قطعيّه كه موافق قرآن است ، و يا نه مخالف است و نه موافق ، لكن از اشارات و حقايق رمزى بطون آيات شريفه براى رسول گرامى است رجوع كرد و ساير حجاب‌ها را از پيش چشم خود برداشت . در اين صورت هيچ اختلافى نخواهد ماند ، تنها مطلبى كه مىماند و در اين حالت متصور است ، مسأله‌ى تكامل فهم و درك و شعور افراد است . و اين هم واقعاً اجتناب‌ناپذير و لازمه تكامل بشرى است .
هامش
( 1 ) - علاوه بر افكار مختلفه همه ما مىدانيم كه در منقولات موجود - انواع تقطيع ، سهو ، نسيان ، اشتباه راويان ، غفلت‌ها ، بست و بندها ، گرايش‌هاى قومى و قبيله‌اى ، گرايش‌هاى فكرى ، بعد زمانى ، بعد مكانى و ده‌ها اشكالات ديگرى كه در اين مسير پرفراز و نشيب موجود است وجود دارد . پس ما چگونه مىتوانيم اين رقم اقوال متهافت ، مختلف و متضاد را مستمسك قرار دهيم ، علاوه اين كه تاكنون چه كسى توانسته ادعّا كند كه از اين طريق پر خوف و خطر و مهيب ( سير تاريخى ) جان سالمى بدر برده باشد - چه كسى توانسته صحت و سقم مطالب را باضرس قاطع بيان كند - چه كسى در اين راه توانسته به يقين صددرصد برسد ؟ بنابراين عاقل كسى است كه از اين راه پرهيز كند و قدم در اين راه نگذارد - چون هر كس قدم گذارده مىداند كه جز تحيّر و سردرگمى و ضلالت و گمراهى چيزى عائدش نشده است . ( خادم‌القرآن )