تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
نمىخواستند و بنا هم نداشتند كه زير بار تكليف الهى بروند ، از طرفى هم دليل عقلانى بر ردّ سخنان آن حضرت نداشتند . فلذا چنين تهمت‌هايى را بر حضرتش روا داشتند . در مرحله‌ى بعدى كه مرحله‌ى تفسير است ؛ بايد فهميد كه براى تفسير كتاب مطلق ، كه قرآن كريم است ، هرگز نيازى به عوامل برونى غير مطلق بشرى نداريم . تا چه رسد به مفروضات غلط ، مطلق را بايد فقط با مطلق تفسير نمود و هيچ‌گونه پيش‌فرضى برون از قرائن و شواهد قرآنى را نبايد به كار گرفت ، تفسير قرآن با خود قرآن تنها راه زايل نمودن اختلافات و كثرت‌هاى غير تكاملى است ، درست است كه معلومات برونى همواره در حال تغيير ، تحول و تكامل است ، لكن در فهم قرآن تنها بايستى از ابزارهاى درونى خود متن استفاده شود و خداى متعال با علم مطلق خويش ، تمامى اين ابزارها را براى فهم صحيح بشر ، در قرآن به كار برده است ، گرچه در متون بشرى قرائن مطلق براى امكان فهم صحيح به كار نرفته ، لكن در قرآن با استفاده از قرائن كامل و مطلق ، امكان دست‌يابى به فهم درست و يقينى وجود دارد ، لذا همه‌ى اقوال و آراء بايد با قرآن سنجيده شوند نه اين كه قرآن به وسيله افكار و اقوال شناخته شود « كه آفتاب آمد دليل آفتاب » و استفاده از آراء و اقوال و نظريات علماء تاريخ است كه باعث تغيير فهم و اختلاف برداشت‌ها ، كثرت‌ها و تكثرهاى موجود شده است . ممكن نيست كه همه نظرات گوناگون ، مختلف و متضادّ درست باشند تا چه رسد به كلام‌اللَّه مجيد و كتاب وحى و هدايت ربانى - فلذا كسى كه خود را جهت استفسار از قرآن كريم آماده كرده است حتماً بايد از اختلاف روايات ، اختلاف فهم از روايات ، قواعد مختلف فقهى و ساير اقوال و آراء متشتّت و متهافت در تفسير قرآن جداً پرهيز كند و الا گرفتار تحميل بر نصّ يا ظاهر مستقر قرآن خواهد شد . اختلاف نظرات علمى هرگز نقشى در برداشت صحيح از حجت بالغه‌ى ربّانى را ندارند كه نه علم امروز و نه علم ديروز ، هرگز احكام خدا را قبض و بسط و تغيير و تحول نمىدهد . « 1 » اصولًا تغيير و تحول و تكامل « 2 » در مطلق علم هست ، نه در علم مطلق .
هامش
( 1 ) - چيزى كه قابل قبض و بسط و تغيير و تحول است علوم و افكار انسانى و مغز و مخ و عقل و فهم و شعور بشرى است نه قرآن كريم و شريعت مستمره الهيه . فافهم ( خادم‌القرآن ) ( 2 ) - تكامل به معناى جمع شدن نظرات مختلفه و متضادّ و فربه شدن مجموعه‌ى اقوال نيست ، بلكه به معناى رشد عمقى و و تدبر و تفكر و تفقّه بشر در آيات الهى كه باعث تعالى و تكامل در فهم شريعت و حقايق قرآن كريم كه صراط مستقيم الهى است مىباشد .