مطلقِ علم ، علمى است كه هنوز تكامل پيدا نكرده و رو به حركت و پيشرفت در حركت است و با جهل و نقص همراه است ، اما علمِ مطلق ، علم و آگاهى صد درصد و كامل است كه هيچ خطا و نقصانى هرگز در آن راه ندارد ، بنابراين تغيير و نقص و تكامل مربوط به علوم بشرى است نه علم مطلق الهى . اگر علم ناقص بشرى در فهم و تفسير علمِ مطلق دخالت يابد مانع از درك صحيح و باعث خطا و گمراهى خواهد شد .
بنابراين ما اصل دوم و سوم تئورى قبض و بسط شريعت را با يك « اگر » قبول داريم :
اگر در فهم متون دينى و تفسير آنها از مفروضاتى كمك بگيريم كه از بُرون دين مىآيند ، ناچار تفسيرهاى انجام شده هم تحول و تنوع خواهند داشت ، زيرا مفروضات برون دينى هرگز مطلق نبوده و نيستند و همواره در تغير ، تحول ، تبدّل تكثير ، تكثر ، تزايد ، تراكم و قبض و بسط بوده و هستند .
بنابراين ما با حذف « اگر » و جايگزين كردن « بايد » راهى را در تفسير و فهم قرآن كريم و متوندينى ارايه مىكنيم كه تحول ، تكثر ، تنوع ، قبض و بسط را به همراه خود حذف مىكند و بالضروره مفسر را صددرصد به مرادات الهى و مقاصد قرآنى مىرساند . يعنى با تبديل اين قضيهى شرطيّه به قضيهى حمليّه ما اين راه را بر شما هموار و آسان مىكنيم فلذا عرض مىكنيم : بايد در فهم متون دينى و تفسير آنها از ابزارها و عوامل و مقدماتى استفاده كنيم كه فقط از درون متون دينى باشند و به هيچ وجه ابزارهاى برون دينى در تفسير قرآن و دين مورد استفاده قرار نگيرند ، « 1 » زيراابزارهاى درون دين و شريعت همانند خود دين مطلق هستند ، و مطلق هرگز تكثر و تنوعپذير نيست . مگر در تكامل درجاتى كه لازمهى عمقِ يك معناى خاصى باشد ، البته تكاملى كه هرگز هيچگونه تنافى و تضادّى با اصل موضوع و يا درجات تكاملى آن نداشته باشد . « 2 » بنابراين عقل
هامش
( 1 ) - در اين صورت است كه از شرّ تكثرات ، تحولات ، تنوعات و قبض و بسطهاى خيالى در امان خواهيم ماند و الا در وادى پيچيدگىها ، سردرگمىها ، ضلالتها و گمراهىهاى فراوان قرار خواهيم گرفت ( خادمالقران )
( 2 ) - مثالش آيه شريفه « و ممارزقناهم ينفقون » ابتداً انسان از لفظِ ( رزق ) رزق شكمى را مىفهمدبعد تكامل پيدا مىكند و مىفهمد فرزند صالح نيز رزق الهى است و همينطور تكامل پيدا مىكند تا آنجا كه مىفهمد بدن سالم ، عقلسالم ، دين سالم ، علم صالح همه و همه از جمله ازراق الهى هستند و اين معانى نيز هيچكدام يا آيه شريفه تنافى و تضادى ندارند فلذا اينگونه تنوع و تكثر كه مقتضاى عمق معنا و مفهوم رزق است نه تنها مانعى ندارد بلكه لازمه مفهموم عام معناى آن است . ( خادمالقرآن )