القرآنَ يَهدى لِلَّتى هِىَ أقوَمُ » ( اسراء / 9 ) بهراستى اين قرآن هدايت مىكند به هر آنچه استوارتر ، محكمتر و ارزشمندتر است . اقوم ، اختلاف و تناقض ايجاد نمىكند ، « قل فلِلَّهِ الحُجةُ البالغةُ ، بيانٌ للناس ، تبياناً لِكُلِّ شيىء و . . . » و امثال اين آيات شريفه .
أقوم ، بالغ ، حجّة ، هُدى ، بيان ، تبيان و . . . آيا با ظنى بودن و صامت بودن مىسازد ؟ .
گويايى قرآن ادعاى ما نيست ، بلكه خود قرآن است كه خود را گويا معرفى مىكند ، قرآن است كه خود را حجت كامل ، بالغ و بيان و تبيان لِكلّ شىء براى كل مردم مىداند ، اگر حجت الهى ، رسا و بالغ نباشد ، حُجّت نخواهد بود و و اين معرفىهاى او نيز - نَعُوذُ بِاللَّه - كارى عبث و بيهوده خواهد بود . با توجه به ادلهى مذكور و دلايلى ديگر قرآن كريم در بالاترين قلّه گويايى و رساترين كلام بيانگر مطلق معارف و مفاهيم خود مىباشد ، به اين آيات توجه كنيد : « فَوَرَبِّ السَّماء و الأرض انّه لحقّ مثل ما انكم تنطقون » « هذَا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحقِّ » ( جاثيه / 29 ) اين كتاب ما ناطق و گوياست براى شما به تمامى حق گويايى قرآن بدين معناست كه آنچه خداى متعال در قرآن فرموده ، قابل فهم مكلفان است ، چه به آن مراجعه كنند يا نكنند . اگر مراجعه نكنند ، كوتاهى از خود آنهاست و اگر درست و بدون مفروضات تحميلى برونى در قرآن تفكر كنند ، حتماً در مسير هدايت قرار مىگيرند ، اما اگر نادرست و با پيشفرضهاى نامطلوب و غير مُطلَقِ برونى به قرآن مراجعه كنند ، حتماً حيران و گمراه خواهند شد .
همانگونه كه خداى سبحان هميشه زنده است ، قرآنش نيز هميشه زنده و نورافشانىاش هميشه پاينده است و قرآن كه « هدى للناس » است ، و بر مبناى دهها آيه اين هدايت تا پايان جهان تكليف دوام دارد ، محال است ، كه امكان دريافت معانى آن در زمانها و زمينههاى گوناگون ميّسر نباشد . مثلًا مىبينيم كه كفّار از روى عناد و انكار به حضرت شعيب عليه السلام مىگفتند : « ما نَفْقَهُ كثيراً مِمّا تقول » ( سوره هود آيه / 91 ) ما بسيارى از آنچه را مىگويى ، نمىفهميم ! پس اين ادعاى بىدليل نافهمىِ بيان رسالت ، خود كفرى است افزون بر عناد ! چنانكه به پيامبراسلام 9 نيز تهمتهاى بسيارى زدند - از جمله حضرتش را ساحر يا مجنون خواندند چرا ؟ چون سخنان حضرت را مىفهميدند و
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٢١