تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
بسط خواهد شد . 3 - معارف بشرى ( فهم بشر از طبيعت و هستى : علم و فلسفه ) دچار قبض و بسط مىشوند . ( اصل تحول ) . گيريم كسى اصل سوم را صادق نداند و نپذيرد ، باز هم لطمه‌اى به دو اصل اول و دوم نخواهد خورد . اصل دوم هم مبتنى بر اصل اول و يا دنباله‌ى آن است : اگر فهم دينى متأثر از فهم غير دينى باشد ، لاجرم هر تحولى در معارف غير دينى رخ دهد ، معرفت دينى را هم متحول خواهد كرد . و اصل او هم ( اصل تغذيه و تلائم ) از فرط بداهت نياز به استدلال ندارد و تنها مورد انكار يا سؤال كسانى قرار خواهد گرفت كه پيش‌فرض‌هاى خود را نكاويده باشند . [ قبض و بسط / ص 278 ] آقاى محمد مجتهد شبسترى : ديندارى ما مسلمانان داراى سه مرحله است : شناخت خدا و پيامبر ، دريافتن آن‌چه پيامبر مىگويد ، جهت دادن به زندگى بر پايه آموزش‌هاى پيامبر . ما برآنيم . تا كاركرد اجتناب‌ناپذير علوم و معارف بشرى يعنى انديشه‌ى انسان را در مراحل سه‌گانه‌ى ديندارى به وضوح نشان دهيم . اگر تصويرهايى را كه از خدا و صفات او ، از پيامبر و نقش او در چهارده قرن گذشته در انديشه‌ى دينى مسلمانان آشكار شده در كنار هم بچينيم و آن‌ها را مقايسه كنيم ، آن‌ها را بسيار متفاوت خواهيم يافت . مسأله الوهيت ، توحيد ، نبوت و معاد را هركس و هر گروه به گونه‌اى متفاوت با ديگران دريافته و بيان كرده است . اين چندگونگىها معلول آن بوده كه ابزار افراد و گروه‌ها ، يعنى علوم و معارف و تجربه‌هاى انسانى كه وسايل و مقدمات فهم و بيان حقايق‌اند ، در نظر آن‌ها متفاوت بوده است . واقعيت اين است كه عقيده و ايمان آدمى نه تنها از علوم و معارف وى تغذيه مىكند ، بلكه با تحول و تكامل اين علوم و معارف ، تحول و تكامل مىيابد . [ هرمنوتيك / 2 ] آيةاللَّه صادقى : ما ضرورت تنوع و تكثر فهم را نسبت به متن قرآن كريم هرگز قبول نمىكنيم زيرا همان‌طورى كه بارها عرض كرده‌ايم با استفاده صحيح از ابزارهاى درونى خود قرآن اين تنوع فهم‌ها و اين كثرت‌ها و تكثّرها از بين مىرود ، البته اين ضرورت به‌طور نسبى در متون بشرى هم‌چنان پابرجاست ، اما در مورد قرآن كريم كه