حقيقت آن اسماء و صفات نداريم ، بايد توجيه يا تكذيب كنيم ؟ يا بايد آنها را با دليل بپذيريم ؟ ! همينطور آيات قبر و قيامت و بهشت و دوزخ و ساير آياتى كه حسّ و عقل بشر هنوز به آنها نرسيده است .
پس درك آيات يا يك بُعدى است يا دو بعدى ؛ و مطلب غير قابل فهم و معنا در قرآن ، به هيچ وجه وجود ندارد . بنابراين ، با كنار گذاشتن آراء و اقوال و نظرات مختلف نگريستن بدون حجاب و بىپرده به قرآن كريم حتماًبه فهم و درك صحيح و شايستهاى خواهيم رسيد . ما جدّاً بايستى در فهم خود نسبت به قرآن كريم بازنگرى و بررسى كنيم كه تصور ما از قرآن چيست ؟ آنگاه با عرضهى افكار خود بر قرآن ، كل تصورات نادرست را زايل كرده و در نهايت به تصديق حقايق قرآنى برسيم . اگر تصور ما از قرآن ، كتابى مساوى با ساير كتب بشرى باشد ، در نهايت بافتههاى مغزى خود و يابا فلسفه بافىهاى مختلف و بىمحتوى و تحكيم پلوراليسم موجود ، به اين تصور ، رنگ تصديق خواهيم زد كه چون فهمها مختلفاند برداشتها نيز مختلف خواهند بود ، نتيجتاًاين قرائتهاى متفاوت از دين و تكثّرهاى متضادّ و متناقض موجود را به رسميت خواهيم شناخت ! امااگر تصور ما از قرآن چيزى ماوراء اين مسايل و تصور صحيحى باشد و آن را كتابى فوق تمامى كتابها بدانيم و محتواى آن را فوق همه كتب و محور و مرجع آنها بدانيم خودمان ، افكارمان ، اعمالمان ، گفتار و پندارمان و همه چيزمان را به قرآن عرضه نماييم ، آنگاه به اين تصديق خواهيم رسيد كه تنها قرآن است كه محور حلّ كلّ تناقضات و اختلافات و اعوجاجات درونى و برونى و شفاء همه دردهاى بىدرمان مااست : « و انْزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ بِالحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فيَما اخْتَلَفُوا فيه وَ مَا اخْتَلَفَ فيه الَّا الَّذينَ اوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ البينات . » ( بقره / 213 ) و با كنار گذاشتن ساير افكار و اقوال در عرصههاى دينى و دينپژوهى و تكيه كردن و بررسى مستقيم آيات ربّانى ، به آنچه مرادات الهى است خواهيم رسيد . انشاءاللَّه . آرى ، قرائت واحد قرآنى ، اگر به گونهاى مستقيم و بدون تحميل تحقق يابد ، حقيقت معارف بيكران قرآنى هم به اندازهى كوششها و كاوشها روشن مىگردد و قرائتهاى متناقض هم به وحدت كلمه مىرسد .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١١٤