امتنانى ، مكذّبين آيات الهى را به اين نكات علمى توجه مىدهد .
آقايانِ مترجمان و مفسران قرآن در اين آيه شريفه نيز ، لغت كفات را نادرست و غلط معنا كردهاند . « 1 » بعضى كِفات را به معنى كَفاف گرفتهاند و چنين معنا كردهاند : آيا ما زمين را جامع حوائج و كفايت ( براى مسكن و هر امر بشرى ) قرار نداديم ، تا زندگان در روى زمين تَعَيّش كنند ، و مردگان درونش پنهان شوند . « 2 »
قائلين به اين معنا ، به يك روايت جعلى منسوب به اميرالمؤمنين عليه السلام و امثال آن استناد كردهاند و گفتهاند ، كه : « نَظَرَ اميرُالْمُؤمِنينَ عليه السلام مِن صِفّينٍ الى المقابِرِ فَقالَ : هذِهِ كِفاتُ الامواتِ ؛ اى مَساكِنِهِم ، ثُمَّ نَظَرَ الى بُيُوتِ الْكُوفةِ فَقالَ : هذِهِ كِفاتُ الاحْياء . ثُمَّ تَلا : « الَمْ نَجْعَلَ . . . » » . « 3 » يعنى : اميرالمؤمنين هنگام بازگشت از جنگ صفين به گورستانها و قبور نظر افكند . پس فرمود : اين كفايت است براى مردهها - يعنى مسكن ايشان است - و سپس نظر كردند به خانهها و ساختمانهاى كوفه و فرمودند اين ساختمانها كفايت است براى زندهها . سپس اين آيه را تلاوت فرمودند : « ألم نجعل . . . »
قرينهى درونى خود آيه اين است كه آيه مىفرمايد : « ألم نجعل . . . » آيا ما قرار نداديم . . . ؟ اگر كفات به معنى كفايت گورستانها براى مردهها و كفايت ساختمانها براى زندهها باشد ، بايد اين گورستانها و ساختمانها ، هر دو به وسيله خدا ساخته شده باشند و نه به دست انسان تا با معناى ( ألم نجعل ) درست در آيد ، در حالى كه ساختمانها و گورستانها ساخته و پرداخته دست خود انسانها است !
اشكال ديگر اين است كه در اين آيه شريفه لفظ « كِفات » آمده است و نه « كفاف » .
در حديث مذكور نيز كه كفات به كار رفته ، « 4 » بر خلاف لغت معنى شده است ، كِفات به
هامش
( 1 ) - گويا عادت داشتهاند كه آنچه كه بر ايشان نامعلوم و نامحسوس بوده تأويل و توجيه كنند و همين عمل را در همه آياتى كه در زمانشان براى آنها نامأنوس و نامحسوس بوده انجام دادهاند . ( خادمالقرآن )
( 2 ) - ترجمهى مرحوم الهى قمشهاى .
( 3 ) - تفسير كنز الدقائق به نقل از تفسير قمى و المعانى ، ذيل آيهء فوق الذّكر
( 4 ) - جا دارد در اين جا سؤال شود ، به چه دليل آقايان لفظ كفات در آيه شريفه را به معناى « كفاف » گرفتهاند و معناى آيه شريفه را تأويل و توجيه كردهاند ؟ جواب اين است كه به همان دليلى كه « و حُرِّمَ ذالك على المؤمنين » در نكاح ناهمسان را به معناى كراهت اصطلاحى گرفتهاند . به دليلى كه كُتِبَ در آيه شريفه وصيّت را به معناى استحباب گرفتهاند - به همان دليلى كه لا اقسمُ را به معناى اقسِمُ و لاى آن را زائده گرفتهاند و . . . به هر حال كارى است كه شده و از اين قبيل اشتباهات هم الى ماشاءاللَّه زياد است چارهى كار هم از دست خارج است . ( خادم القرآن )