مىداشت و در علم خدا شكّ و ترديد نمىكرد ، ثانياً تعدادى از دانشمندان قديم نيز قايل به حركت زمين بودهاند ، كه جناب فخر رازى و كسانى چون او مىتوانستند به آن نظريات مراجعه كنند . « 1 » به هر حال « ذَلُول » يعنى بسى راهوار ، كه خود نصّ آشكارى بر حركت زمين است ، گرچه اين معنا بر خلاف علم و حسّ غير مطلق گذشتگان بوده ، لكن اگر مفسران با ديد تحميلى به قرآن نگاه نمىكردند و معناى اصلى همان لغت را بازگو مىكردند هم تفسير به رأى نمىشد و هم راه بهترى براى رسيدن به حقايق قرآن كريم بود . پس در اينجا مىبينيم كه با پيشرفت علم ، سخن فخر رازى عوض شد ، نه كلام الهى . همانطور كه علم هيئت قديم مبنى بر مركزى بودن زمين تغيير كرد و نه واقعيت جهان هستى . آيا مىتوان گفت : چون گذشتگان نفهميدند كه گردش سيارات چگونه است ، پس اكنون مىتوانيم ادعا كنيم كه قوانين جهان هستى تغيير يافته است ؟ ! « 2 »
و نيز نمونهاى ديگر از اين اشتباهات در آيهى شريفه : « أَلَمْ نَجْعَلِ الْارَضَ كِفاتَاً . احْياءً وَ أَمْواتاً » ( مرسلات / 26 - 25 ) . آيا ما زمين را پرندهاى سريعالسير قرار نداديم ، كه نگهبان زندگان و مردهگان است ؟
اين آيه بيانگر دو قانون علمى است : اول اين كه زمين داراى حركات سريعى است و به پرندهاى سريعالسّير مثال زده شده كه در لغت عربى « كِفات » است ، دوم اين كه حركت آن ، به گونهاى است كه سرنشينان خود را پرتاب نمىكند ، پس بايد با وسيلهاى جاذب ، آنان را به سوى خود بكشاند تا پرتاب نشوند . خداى متعال با توبيخ و سؤال
هامش
( 1 ) - ابرخس هيپارك :Hipp arqueزاده بين 126 تا 161 قبل از ميلاد كه قائل به حركت وضعى زمين بوده پيش از بطلميوس ، دانشمندانى نظير ارسطرخس ساموسى و فيثاغورث حكيم و در اسلام دانشمندانى چون ابوسليمان سجستانى ، ابوسعيد سجزى نيز قائل به حركت وضعى زمين بودند . ابوعلى سينا در طبيعيات شفا و محقق طوسى در تذكره نيز حركت وضعى زمين را نقل كردهاند
( 2 ) - بايد توجه داشت كه گذشتگان توجيهات و اشتباهات و غلط كارىهاى زيادى را در شرح و بسط امورات دينى مرتكب شدهاند - دخالتهاى بىجايى كه در علوم خصوصاً اسلاميات و بالاخص در قرآن كريم نمودهاند واقعاً جامعه اسلامى را در بسيارى از امور به گمراهى و سرگردانى كشاندهاند تا جايى كه بسيارى از افراد حقطلب را گرفتار تحيّر و سرگردانى نمودهاند و ما مشاهده مىكنيم هر چه زمان جلوتر مىرود بيشتر و بيشتر به اشتباهات آقايان پى مىبريم بنابراين آنچه تا به حال بدست آمده كشف نادانىها و جهالتهاى آنان نسبت به معتقدات اسلامى و خصوصاً تفسير آيات شريفه قرآنى بوده است . اسلام به ذات خود نداشته و ندارد عيبى . هر عيب كه هست در نادانىها و ندانم كارىهاى ماست ( خادمالقرآم )