تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
هم نخواهند توانست قلعه‌ى اين زوجيت آخرين را كشف كنند ؛ زيرا رسيدن به حقيقت اين علم ، مساوى با علم به خالقيّت و ربانيّت ويژهء الهيّه است ، پس شناخت حقيقت زوجيت و دوگانگى كل مواد جهان ، در انحصار آفريدگار جهان است ، و اگر هم بشر به جايى برسد ، بر بعضى از جنبه‌هاى ظاهرى رسيده و تنها به كشف حالاتى از قوانين مادى خواهد انجاميد و بس . « 1 » آيا چنين بشرى مىتواند مواد يا قوانين جديدى جدا و بدون كمك گرفتن از تكوين خلق و ايجاد كند ؟ هرگز ! « 2 » هر قدر بشر در علوم بشرى ترقى كند ، باز هم قرآن از او فراتر و در كليه زمان‌ها و زمينه‌ها داراى مقام امامت و پيشوايى است . علم بشرى هيچ گاه توان نقض ، نفى و تكامل دادن به آيات قرآنى را نداشته و نخواهد داشت ، زيرا محدوده‌ى علم بشر ، نسبت به علوم قرآن كريم و علم مطلق الهى بسيار ناچيز و اندك است . « و ما او تيتم من العلم الا قليلًا » شما آيه‌اى را نشان دهيد كه تاكنون خلاف آن به اثبات رسيده باشد ، يا همانندش را توانسته‌باشند بياورند ، تا چه رسد كه بالاتر از آن يا برتر از آن را ؟ تنها كار تكامل علوم بشرى اين است كه به انسان كمك كند تا بهتر بتواندمقاصد عالى قرآنى را بفهمد ، نه اين كه مفاهيم آن را عوض كند ، تا بگوييم آيه معنايى داشت و
هامش
( 1 ) - هنوز هم واقعيت‌هاى بسيار بسيار زياد در همين جهان مادى موجود است كه داشمندان و بزرگان فنّ را متحير و سرگردان نموده است . و در رمز و رموز اسباب تكوين حيران و وامانده‌اند ، وامانده هم خواهند ماند . بشرى كه در اقيانوس جهل و جهالتش بىچاره و درمانده و حيران مانده به خوبى مىداند كه دانسته‌هايش در مقابل نادانىهايش نسبت قطره است به دريا . ( خادم‌القرآن ) ( 2 ) - عده‌اى فكر مىكنند كه علم ژنتيك توانسته است موجودى را خلق نمايد ! در حالى كه معناى خلق اين است كه بدون هيچ چيزى و بدون نسخه بردارى از طبيعت ، چيزى را ايجاد كنند كه هرگز نخواهند توانست ! آيا بشر مىتواند ملكول خلق كند ؟ آيا بشر مىتواند بدون استفاده از ملكول و بدون استفاده از مدل‌هاى كروموزومى ساير موجودات ، كروموزوم و در نهايت سلول ايجاد كند ؟ هرگز ! شبيه‌سازى گرچه كار جديدى است ، اما خلق نيست ، زيرا خلق آن است كه بدون مدل و ابزارهاى الهى ، چيزى بسازند كه هرگز نبوده است ، نه آن كه نسخه‌بردارى كنند . بنابراين شبيه‌سازى مثل درخت‌كارى يا پيوند درختان يا پيوند اعضاء انسان‌ها به يكديگر ، خلق و دخالت در كار خدا نيست و اشكالى هم ندارد ، مگر آن‌كه براى آن شبيه توليد شده مضرات و عواقب خطرناكى وجود داشته باشد كه در اين صورت ، حرام است . همان‌طور كه در پيوند درختان و تغييرات ژنتيكى آن‌ها ، اگر ميوه يا محصولى درست شود كه براى انسان يا طبيعت مضر باشد ، توليد آن جايز نيست . اصولًا بشر توانايى انجام كار خدايى را ندارد كه بخواهد انجام دهد . حداكثر تلاش بشر اين است كه همان سلول‌هاى زنده‌اى را كه خدا با سيستم موجود ، طراحى و خلق نموده و به آن حيات بخشيده ، با ابزارهاى حياتى تداوم حيات مىدهند ، نه اين كه بدن و روح انسانى را بدون سلول ، خلق كرده و به آن حيات دهند و هرگز هم نخواهند توانست بدن و روح زنده ، خلق نمايند . « مستفاد از بيانات استاد - خادم‌القرآن »