تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
برداشت مىتوان داشت : 1 - تسخيرى كه فقط در انحصار بهره‌كشى و بهره‌دهى انسان‌ها باشد به اين معنا كه انسان‌ها طبق شرايط و ضوابطى فقط حق اعمال قدرت و اجازه استفاده‌هاى معمولى از مخلوقات الهى را دارند و هيچ‌گونه ، تسلط ديگرى ندارند . 2 - تسخيرى در انحصار خداى تعالى است ؛ به اين معنا كه هيچ مخلوقى در اين نوع از تسخير هيچ‌گونه دخالت يا اختيارى نداشته و ندارد - مانند خلقت زمين و آسمان ، خلقت خورشيد و ستارگان ، خلقت انسان و حيوان - رزق و روزى مخلوقات مرگ و زندگى آن‌ها و از اين قبيل - كه همه آن‌ها در انحصار ربانيّت خداى تعالى است و اين ربانيّت اصلى را به ديگران هم بدهد ، محال است زيرا ربانيّت اصلى الهى هرگز قابل تفويض نبوده و نيست - به عنوان مثال ما هرگز نمىتوانيم خورشيد را خاموش كنيم يا تسلطى بر روز يا شب پيدا كنيم و هرگز نمىتوانيم زمين را با اراده‌ى خويش طورى تسخير كنيم تا مثلًا گرد خود و خورشيد گردش نكند و . . . بشر هرگز نمىتواند ، بر قانون تكوين الهى قانونى ديگر را حاكم گرداند و بر طبيعت پيروز شود ، مثلًا آيا بشر مىتواند لايه‌ى ازن را دوباره تعمير نمايد ؟ مگر آن كه مواد آلوده كننده‌ى طبيعت را كه ساخته و پرداخته دست خودش بوده ، از بين ببرد تا به تدريج جوّ زمين به حالت اول بازگردد و گرنه اين بشر است كه از طبيعت شكست خواهد خورد ! بنابراين‌انسان كجا مىتواند هر كارى كه دلش بخواهد در طبيعت انجام دهد ؟ 3 - تسخيرى كه ميانگين اين دو تسخير است : به اين معنا كه خداى سبحان بعضى از امور جهان را مسخر بشر قرار داد تا بشر از آن به مقدار لازم و شايسته بهره‌بردارى كند و هم بالاتر از استفاده ، بخشى از آسمان‌ها و زمين را تا حد امكان و توانايى به عنوان بهره‌بردارى مورد استفاده و تسخير قرار خود دهد . چنان‌كه آياتى در قرآن شريف در تأييد اين مطلب است كه مىفرمايد : « قُلِ انْظُرُوا ماذا فِى السّمواتِ وَ الارْضِ » ( يونس / 101 ) بگو : بنگريد در آن‌چه در آسمان‌ها و زمين است . اين نگرش در گذشته به گونه‌ى فعلى ممكن نبود . طبق اين آيه شريفه مأموريت ما نگرش كلى در آسمان و زمين