وجود عينى را اعيان ثابته خوانند و گويند : اعيان ثابته را اقتضاى ذاتى بوده كه معبّر به استعداد و قابليّت است و ايجاد هر عينى در خارج يا تجلّى وجود حقّ به صورت آن عين على اختلاف الرأيين نيست ، مگر موافق استعداد بى كم و زياد ، إن خيراً فخيراً ، و إن شرّاً فشرّاً ، پس چنان كه حقّ تعالى فرموده :
« فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ » ،
« 1 » حقّ را بر خلق حجّتى قوى است كه هر چه به شما دادهايم به تقاضاى ذات شما بوده است و هر يك از شما آنچه به زبان استعداد طلبيد ، يافت .
درياب اين را ، كه تا كسى اين را درنيابد لذّت ايمان را در نمىيابد ، چنان كه فرمودهاند : لا يجد العبد طعم الإيمان حتّى يعلم أنّ ما أصابه لم يكن ليخطئه ، و ما أخطاه لم يكن ليصيبه . « 2 »
اگر به لطف الهى اين دقيقهء حديقه را فهميدى ، معنى اين حديث و احاديث مشكلهء ديگر را از قبيل حديث : السعيد سعيد في بطن امّه ، والشقيّ شقيٌّ في بطن امّه « 3 » توانى فهميد . امّا كجاست كه بفهمى اين دقيقه را و كو كه بو كنى اين گل حديقه را ، پس در خور فهم تو ، حلّ ديگر در اين محلّ به خاطر مىرسد و آنچنان است كه گوييم :
تقدير خدا در گناه همين بهعدم منع است و بس و از اينكه اكثر شرايط و اسباب گناه به قضا و قدر است ، چون اسباب و شرايط بينٌ بين و ذو جهتين خلق شدهاند ، چنان كه در بيان معنى « أمر بين أمرين » بيايد ، لهذا به تقدير دفع تقصير نمىشود .
و امّا نقض
اوّلًا : وجوب انتهاى سلسلهء حوادث به واجب تعالى ، چنان كه بيايد .
و ثانياً : با قطع نظر از عمومات عقليّه و نقليّه ، در نصوص بخصوص منصوص است كه : گناه حضرت آدم چندين سال پيش از خلق او نوشته شده بود و اين نيز خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) : 149 .
( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 58 ، باب فضل اليقين ، ح 7 .
( 3 ) . التوحيد ، ص 356 ، باب السعادة و الشقاوة ، ح 3 .