و در مجلّد شهريار اين مضمون را بسط دادهام و از عارف زينى ، كلامى مشتمل بر آيات و احاديث به اين مضمون نقل كردهام ، لكن مولانا باور نمىدارد و مىگويد :
شراب خور مسلمانِ عالم به آيهء بقره را مثلًا هرگز در وقت ارادهء شراب خوردن ، اعتقاد بهبطلان مضمون آيه حاصل نمىشود .
گيريم كه چنين باشد كه او مىگويد ، لكن اعتقادات مختلف است ؛ بعضى از آن جمله است كه به جهت ضعف يا قوّة معارض كالمعدوم است و ما نحنُ فيه از اين قبيل است و پارهاى دعا بر اين مدعا دليل است . « 1 »
سيل : حاصل كلام آنكه قادر را در اختيار احد مقدورين بر ديگرى تا داعى قوى نگردد شروع ممتنع بود و بهداعى ضعيف با وصف ضعف و مع وجود داعى قوى ، بهسوى مقدور ديگر ممكن الصدور نبود و ضعف داعى شرب در مسلمان شراب خور در حين شروع ، ممنوع است ؛ گو بحسب واقع و نفس الامر و در غير شارب ، بلكه در شارب مذكور در غير وقت شرب مسلم باشد و اين بديهى است و بر همه كس معلوم است ، حتّى آنكه فضل بن روزبهان نادان نيز معترف است به آن ولاعلاج نسبت خلاف را به اصحابش منكر گرديده است .
و امتناع ترجيح بلامرجّح كه همگى برآنند اشاره است بالإجماع به اين امتناع . پس انكار اين امتناع و اصرار در انكار از مولانا با تأمّل او در امتناع ترجيح بلامرجّح قطع نظر از خلاف بديهه و اجماع ، تناقض نيز باشد و چون از امتناع ترجيح بلامرجّح امتناع تخلّف معلول از علّت تامّه و صدق مقدّمهء متقدّمهء مسلّمه معلوم ، مستعدّ آن تواند شد .
لهذا در اين رساله بههمين قدر اكتفا نمود ، زياده از اين حواله است به مجلّد شهريار و آن مجلّد دوم است از مجلّدات پنجگانهء اقليم اوّل از كتاب سبعه ، از كتاب سبعة
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخه : دعا اين است : « إلهي ما عصيتك حين عصيتك ، وأنا بربوبيّتك جاحد ، ولا بأمرك مستخفّ ، ولا لوعيدك متهاون ، ولا لعقوبتك متعرّض ، و لكن خطيئة عرضت وسوّلت لي نفسي ، و غلبني هواي ، وأعانني عليه شقوتي منه » . إقبال الأعمال ، ص 71 ؛ البلد الأمين ، ص 209 .