مسألت مىنمايند و استزاده مىكنند ؛ چنانچه خداوند ايشان را امر فرموده :
« وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً »
« 1 » و اين علم را و آن را اعظم از جميع آنچه مىدانند مىشمارند ، چنانچه در الكافي از ابى بصير از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمودند :
إنّ عندنا علمَ ما كان و [ علم ] ما هو كائن إلى أن تقوم الساعة . قال : قلتُ : جعلتُ فداك ، هذا واللَّه هو العلمُ . قال : « إنّه لعلمٌ و ليس بذاك » . قال : قلتُ : جعلتُ فداك ، فأيُّ شيء العلمُ ؟ قال : « ما يحدُثُ بالليل والنهار الأمرُ بعدَ الأمر والشي بعد الشي إلى يوم القيامة » « 2 » .
و همين است معنى بَدا ؛ زيرا كه بَدا ظهور امرى است بعد از امرى و شيئى بعد از شيئى از اشياء كونيّهء وجوديّه ، بعد از تغيير يا محو آنچه سابق بوده و نسخ حكم آن امر وجودى ، بعد از حدوث تغيّر در موضوع آن ، مانند نطفه شدن اغذيه و علقه شدن نطفه و مضغه شدن علقه و پوشيده شدن گوشت بر استخوان و دميده شدن روح بعد از اتمام و استقرار جنين در ارحام و تولّد و تقلّب احوال طفل ، تا به حدّ بلوغ و واجب شدن احكام به حسب مرض و صحّت و شباب و هرم و مردن إلى يوم القيام و ظاهر شدن امرى بعد از امرى و هويدا شدن وضعى بعد از وضعى از اوضاع عالم كون و فساد به أمر ملك علّام بَدا است و معنى بَدا تغيير رأى نيست ؛ چنانچه جهّال فهميدهاند و منشأ و مصدر جميع آنچه از عينيّت به ظهور رسد آن علم مكنون مخزون است در خزائن مذكوره ؛ چنانچه در حديث سابق فرمود : « و علم مكنون مخزون لا يعلمه إلّا هو ، من ذلك يكون البَداء » .
و از براهين سابقه معلوم شد كه وقوع بَدا جايز نيست إلّااز علم مخزون مكنون در خزائن و چون بَدايى از آن علم مخزون مكنون در خزانهء عُلياى اوّلى در متعلّقات فعل و قدرت هويدا گردد ، لا محاله حضرت ملك علّام ، خاتم انبياى عظام و سادات
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) : 114 .
( 2 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 238 ، ح 1 ؛ تأويل الآيات ، ص 108 .