همچشمى كند با او در سلطنت پادشاهى او كسى . اشارت به اين است كه : افعال بنده اگر در تحت مشيّت و اراده و قدر و قضاى الهى نباشد ، سلطنت اللَّه تعالى ضعيف مىشود .
اصل : قَالَ الْبَصْرِيُّ : فَالنَّاسُ مَجْبُورُونَ ؟ قَالَ : « لَوْ كَانُوا مَجْبُورِينَ ، كَانُوا مَعْذُورِينَ » . قَالَ : فَفَوَّضَ إِلَيْهِمْ ؟ قَالَ : « لَا » . قَالَ : فَمَا هُمْ ؟ قَالَ : « عَلِمَ مِنْهُمْ فِعْلًا ، فَجَعَلَ فِيهِمْ آلَةَ الْفِعْلِ ، فَإِذَا فَعَلُوهُ « 1 » كَانُوا مَعَ الْفِعْلِ مُسْتَطِيعِينَ » .
قَالَ الْبَصْرِيُّ : أَشْهَدُ أَنَّهُ الْحَقُّ ، وَأَنَّكُمْ أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَالرِّسَالَةِ .
شرح : فَالنَّاسُ و نظيرش ، به تقدير استفهام است . و فاء براى تفريع است .
كَانُوا مَعْذُورِينَ ، اشارت است به اين كه اگر نفى استطاعت ، متضمّنِ جبر مىبود ، جايز نمىبود مذمّت ايشان در امثال آيت سورهء كهف :
« وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً »
. « 2 »
فَوَّضَ به صيغهء مجهول باب تفعيل است . و مراد به تفويض گذشت در شرح عنوان باب سابق .
مَا هُمْ اين جا ، مستعمل شده به معنى « كَيْفَ هُمْ » و مراد اين است كه : چگونه است حال ايشان كه با وجود اين كه نه مجبوراناند و نه تفويض سوى ايشان شده ، استطاعت تامّ آنچه كنند دارند و استطاعت تامّ آنچه نكنند ندارند !
عَلِمَ ( به كسر لام ) فِعْلًا عبارت است از « مَا هُمْ صَائِرُونَ إِلَيْه » كه گذشت در حديث پنجم باب سابق . و مراد اين است كه : دانست از ازل اين را كه اگر تسويه كند ميان سعيد و شقى در الطاف ضروريّه مُزيحهء علّت و عذر و در الطاف زايده بر آنها كه منافات نداشته باشد با مصالح عامّه ، مثل فايدهء تكليف كه ابتلا و اختبار است ، سعيد اختيار طاعت مىكند و شقى اختيار معصيت مىكند ، بلكه بر فرض محال ، اگر مفوّض مىبود سوى ايشان نيز ، چنان مىكردند .
مراد به آلَةَ الْفِعْلِ حالتى است كه به آن مخلوقات ، مهيّاى فعل شوند . و اضافهء آن ،
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : « فعلوا » .
( 2 ) . كهف ( 18 ) : 101 .