به قدرى كه صحيح باشد ، تكليف ، متحقّق باشد .
فَاء در فَهُمْ براى بيان فَجَعَلَ تا آخر است و مىتواند بود كه براى تفريع بر آن باشد .
يعنى : بصرى گفت كه : پس گفت او را امام جعفر صادق عليه السلام كه : به درستى كه اللَّه تعالى خلق كرد قسمى از مخلوقين خود را كه قابل تكليف باشند ، پس كرد در ايشان پيش از وقت فعلِ مُكلَّفٌبِه ، آلت وسعت در قدرت بر مكلّفٌبِه را بى وسعت در قدرت بر آن ، بلكه بى اصل قدرت بر آن نيز ، بعد از آن در وقتِ فعلِ مُكلّفٌبِه تفويض نكرد سوى ايشان .
بيانِ اين آن كه : ايشان ، وسعت در قدرت بر فعلِ مكلّفٌبِه دارند در وقتى كه مطلوب شده فعل از ايشان كه در آن وقت به جا آورند و با وقوع آن فعل از ايشان و با تمام كردنِ ايشان آن فعل را .
اصل : « فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوهُ « 1 » ، لَمْ يَكُونُوا مُسْتَطِيعِينَ أَنْ يَفْعَلُوا فِعْلًا لَمْ يَفْعَلُوهُ ؛ لِأَنَّ اللَّهَ - عَزَّ وجَلَّ - أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُضَادَّهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ » .
شرح : فَاء براى بيانِ إِذَا فَعَلُوا ، يا تفريع بر آن است . به جاى أَنْ يَفْعَلُوا فِعْلًا لَمْ يَفْعَلُوهُ نگفت : « أَنْ يَفْعَلُوهُ » تا اشارت باشد به اين كه اگر بعض فعل را كنند و بعض را نكنند نفى استطاعت به قدر بعض نكرده است . و نفى استطاعتِ فعلِ نكرده شده مذكور است در سورهء كهف در آيت :
« الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً »
« 2 » و در آيت :
« إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً »
. « 3 »
لِأَنَّ دليلِ فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوهُ تا آخر ، يا دليل لَمْ يُفَوِّضْ تا آخر است . و حاصل هر دو ، يكى است .
يعنى : پس اگر نكردند تمام مُكلّفٌبِه را ، نبودهاند صاحبان وسعت تامّ در قدرت كه كنند قدرى از فعل را كه نكردهاند ؛ چه اللَّه - عَزَّ وَ جَلَّ - بى ننگتر از اين است كه
هامش
( 1 ) . كافى مطبوع : + / « في ملكه » .
( 2 ) . كهف ( 18 ) : 101 .
( 3 ) . كهف ( 18 ) : 67 و 72 و 75 .